لارستان

راهکارهایی جهت تقویت حضور قلب در نماز

 براستی که نماز از بزرگ ترین ارکان عملی دین است، و خشوع نیز یکی از اوامر مطلوب شرع در نماز است، می بینیم که بسیاری از مردم از قضیه وسواس و فقدان خشوع در نماز خود شاکی هستند، همین امر باعث شد مطلبی کوتاه و مختصر برگفته از قرآن واحادیث صحیح برای حل این مشکل به رشته ی تحریر درآورم....

 

الحمدلله رب العالمین و الصلاة و السلام علی رسول الله و علی آله و اصحابه الی یوم ‏الدین و اما بعد ‏:‏

براستی که نماز از بزرگ ترین ارکان عملی دین است، و خشوع نیز یکی از اوامر مطلوب شرع در نماز است، می بینیم که بسیاری از مردم از قضیه وسواس و فقدان خشوع در نماز خود شاکی هستند، همین امر باعث شد مطلبی کوتاه و مختصر برگفته از قرآن واحادیث صحیح برای حل این مشکل به رشته ی تحریر درآورم، در واقع هر قدر که نمازگزار نمازش را با خشوع و حضور قلب بیشتری بخواند و ارکان و واجبات و مستحبات آن را به نحو احسن انجام دهد، به همان مقدار نیز اجر و ثوابش بیشتر خواهد شد، و علاوه بر این خشوع و حضور قلب موجب خواهد شد تا اشتباهات و سهوهای ما در نماز کاهش یابد، و اینجاست که خشوع نقش و اهمیت زیادی در نماز و دیگر عبادات دارد، لذا شایسته است که برای رسیدن به این امر مطلوب تلاش کنیم و تمامی اسباب شرعی که ما را به نتیجه مطلوب می رساند، بکار ببندیم و اسبابی را که ما از آن هدف مهم دور می سازد، دفع نماییم.

دكتر سليمان الأشقر در اين راستا در کتاب نفیس خود (عالم الجن و الشیاطین) ص۲۱۷ اینچنین مي گوید: «انسان زمانی می تواند حضور قلب و توجه به پروردگارش را در نماز تقویت كند كه بر شهوات و هوای نفسش غلبه داشته باشد. وگرنه قلبی كه مغلوب شهوات است و در اسارت هوس ها گرفتار است و شیطان در آن جای گرفته، چگونه از وساوس و پریشانی ها نجات می یابد؟

قلب به سه دسته تقسیم می شوند:

۱- قلبی كه از ایمان و از تمام خوبی ها خالی است. این قلب در واقع تاریك است. شیطان با القاء وسوسه ‌در آنجا سكونت دارد، آنجا را خانه و مسكن خود قرار داده است و از ماندن در آنجا احساس آرامش می كند، و مطابق میل و خواسته خود در آنجا امر و نهی می كند و با قدرت در آنجا متمكن شده است.

۲- قلبی كه منور به نور ایمان است، چراغ ایمان در آن روشن است، اما در مورد هجمه ی تاریكی شهوات و تند باد های هوس ها قرار دارد. شیطان به چنین قلبی رفت و آمد دارد، این گونه قلب ها می توانند جولانگاه و مطیع نظر شیاطین باشند. جنگ میان شیاطین و صاحب چنین قلب ها، حالت نوسان دارد و احوال این انسانها با توجه‌ به‌ قلت و كثرت غلبه متفاوت است. بعضی ها كسانی هستند كه اوقات غلبه آنها بر دشمن بیشتر است و بعضی دیگر آنهائی هستند كه در اغلب اوقات مغلوب دشمن هستند.

۳- قلبی كه مملو از نور ایمان است و نور ایمان آن را منور ساخته است، حجاب ها، موانع و شهوات از آن زدوده شده اند و ریشه ی این تاریكی ها از آن كنده شده است. این شخص در دل و سینه خود، نوری را ایجاد كرده است، این نور شعله هائی دارد كه هرگاه شیطان نزدیك آن شود، او را طعمه حریق می كند، این قلب مانند آسمانی است كه ستارگان آن را حراست می كنند، اگر شیطان نزدیك آن برود، مورد تعقیب شهاب های ثاقب قرار می گیرد. آری، آسمان از مؤمن محترم تر نیست و پاسداری و حراست خداوند نسبت به مؤمن شدیدتر است تا آسمان؛ آسمان محل عبادت فرشتگان و مقر وحی است، اما قلب مؤمن محل استقرار توحید، محبت خداوند، ‌معرفت و ایمان است، قلب محل انوار معرفت الهی است، لذا در حراست و محافظت از مكر دشمن، حق تقدم دارد. شیطان مگر بصورت اختلاس، نمی تواند چیزی را از آنجا بدست بیاورد.»

برای این مثال زیبائی نقل كرده‌اند، و آن عبارت است از سه خانه:

۱- خانه ای كه گنج ها، ذخایر و جواهر پادشاه در آن هستند و از آن اوست.

۲- خانه ای كه در آن گنج، اندوخته و جواهرات در آن هستند و آن خانه نیز از آن اوست ولی آن گنج ها مربوط به پادشاه نیست.

3- خانه ای كه خالی است، هیچ چیزی در آن وجود ندارد، اگر دزد بیاید و قصد سرقت، از این خانه ها كند، كدام خانه را مورد تاخت و تاز خود قرار می دهد؟

اگر بگوئید خانه خالی را مورد تاخت و تاز قرار می دهد، امكان ندارد، زیرا خانه خالی كالائی  ‌ندارد كه به سرقت برده شود. این است كه وقتی به حضرت ابن عباس گفته شد: یهودی ها می گویند: ما در موقع عبادت وسوسه نمی شویم. ابن عباس در جواب فرمود: شیطان با قلب ویران و خالی چه كاری دارد؟ اگر بگوئید كه از خانه پادشاه دزدی می كند، ‌این امر نیز، تقریباً محال و ممتنع است، ‌زیرا خانه پادشاه چنان از آن پاسداری و حفاظت می شود كه دزد امكان نزدیك شدن به آن را ندارد و علاوه بر این، پادشاه شخصاً از آن حراست می كند، پس با بودن گارد و لشكر در دور و بر آن، ‌دزد جرأت رفتن را به خودش نمی دهد. تنها خانه ای كه برای دزد باقیمانده، همان خانه سوم است و آن خانه در معرض هجوم دشمن است.

انسان عاقل و خردمند باید این امثال را مورد توجه قرار بدهد، و آن را خوب بخاطر بسپارد، زیرا این مثال با این مسأله كاملاً انطباق دارد. قلبی كه از تمام خیر و خوبی ها خالی است، قلب كافر و منافق است، این قلب خانه شیطان است، شیطان آن را برای خود محرز كرده است و آن را موطن خود قرار داده است و آن را مسكن و مقر خود می داند، شیطان از اینگونه قلب چه چیزی را می تواند به سرقت ببرد؟ در واقع شک، اوهام و وسوسه های شیطان در این قلب قرار دارند.

قلبی كه مملو از جلال، عظمت، محبت، مراقبت و حیاء از خداوند است، كدام شیطان است كه جرأت رفتن به چنین قلبی را دارد؟ و اگر قصد سرقت از چنین قلبی را كند، چه چیزی را به سرقت می برد؟ فوقش این است كه در بعضی اوقات بر صاحب قلب مذكور، غلبه پیدا كرده و با استفاده از غفلت او اندكی را بچاپد و به غارت ببرد، با توجه به بشر بودن صاحب قلب مذكور این میزان از غفلت طبیعی است و شیطان تا حدودی به هدف خود خواهد رسید.

اما قلبی كه در آن توحید خداوند، معرفت و محبت او، ایمان و تصدیق نسبت به خداوند و وعده‌های او وجود دارد، و در عین حال شهوات، خصوصیات آن و غریزه هوس و طبیعت نیز در آن دیده می شود، این قلب كه میان دو عامل قرار دارد، گاهی داعیه ی ایمان، معرفت، محبت و ارادت به خداوند در آن موج می زند و گاهی داعیه شیطان، هوا و طبیعت بشری در آن گستاخی می‌کند. این قلب مورد طمع و جولانگاه ‌شیطان است، مراحل و وقایعی مخصوص به‌ خود دارد، خداوند هر كس را كه خواسته باشد، ‌منصور و مؤید می گرداند: «وَمَا النَّصْرُ إِلاَّ مِنْ عِندِ اللّهِ الْعَزِیزِ الْحَكِیمِ». آل عمران: ١٢٦ (و پیروزی جز از جانب خداوند توانای دانا نیست). شیطان راهی برای داخل شدن به این قلب ندارد مگر اینكه متوسل به سلاح های خود شود. شیطان اگر اسلحه‌های خود را در این قلب ببیند، آنها را برداشته و بوسیله آنها مبارزه می كند. همانا اسلحه‌های شیطان شهوات، شبهات، ‌اوهام و آرزوهای كاذب هستند و ‌شیطان در حالی داخل قلب می شود كه این ها در قلب هستند، شیطان سلاح ها را آماده می بیند، ‌از آنها استفاده نموده و به قلب حمله می كند، اگر انسان (صاحب قلب) نیز اسلحه‌های مجهزی مانند: ایمان داشته‌ باشد به‌ وسیله‌ی آن مقاومت می كند و در غیر این صورت غلبه از آن شیطان است. و لا حول و لا قوة الا بالله  هرگاه انسان به دشمنش اجازه بدهد و در خانه اش را بر وی بگشاید، و او را به داخل خانه ببرد و اسلحه را در اختیار او قرار دهد، دشمن با همان اسلحه با وی می جنگد، اما تمام مسئولیت بر عهده صاحب خانه است و او مقصر می‌باشد.

در اینجا به عواملی که باعث تقویت خشوع و حضور قلب در نماز می شود بصورت مختصر اشاره ای خواهیم نمود مسلما اگر این قواعد و فرمول ها عملی شود نماز و مناجات ما با پروردگار بسیار لذت بخش خواهد بود این قواعد عبارتند از:

۱-آماده شدن برای نماز:  و این امر با تکرار اذان همراه موذن و خواندن دعای ثابت شده بعد از اذان و دعا در بین اذان و اقامه، خوب وضوء گرفتن و خواندن اذکار قبل و بعد از وضوء ، اهمیت دادن به مسواک، پوشیدن لباس تمیز و زیبا، زود و آرام رفتن به مسجد و منتظر اقامه نماز شدن، منظم و راست بودن صف نماز همه اینها مقدمه ای برای نماز باخشوع می باشد .

۲-  آرام نماز خواندن: پیامبر از حرکتی به حرکت دیگر منتقل نمی شدند  مگر اینکه تمام استخوانهایش به جای خودش بر می گشت .

۳-  مرگ را در نماز بیاد آوردن : رسول الله (صلی الله علیه و سلم) می فرمایند: «در نماز مرگ را بیاد آورید سزاوار تر است که نمازش بهتر باشد و انسان طوری نماز بخواند که بعد از این نمی تواند نماز دیگری را بخواند. )

۴- فکر نمودن درباره آیات و اذکاری که می خوانیم: و این تفکر بوجود نمی آید مگر با پی بردن به معانی قرآن و احیاناً باعث جاری شدن اشک می شود . در آیه ۷۳ سوره فرقان آمده {وَالَّذِینَ إِذَا ذُكِّرُوا بِآیاتِ رَبِّهِمْ لَمْ یخِرُّوا عَلَیهَا صُمّاً وَعُمْیاناً } «و کسانیند که هنگامی که بوسیله قرآن پند داده شدند همانند کران و نابینایان بدان نمی پردازند و گوش نمی دهند»

۵- هنگام قرائت آیات رحمت از الله طلب رحمت کنیم و هنگام آیات عذاب به الله پناه ببریم که این خود موجب تقویت خشوع در نماز می شود .

۶- همچنین آمین گفتن بعد از سوره فاتحه که در آن اجر بزرگی وجود دارد همانطور که رسول الله صلی الله علیه و سلم می فرمایند : «هنگامیکه امام آمین گفت شما هم آمین بگوئید ، هرکس آمین او با آمین ملائکه همراه شود گناهان قبل که داشته آمرزیده می شود»[1]. و همچنین بعد از سمع الله لمن حمده ، در جواب امام بگوئیم : ربنا و لک الحمد ـ اجر زیادی دارد .

۷- قرائت شمرده شمرده داشته باشیم : زیرا باعث می شود بهتر آن را بفهمیم و پیامبر نیز قرآن را چنین می خواندند.

۸- قرآن را با صدای زیبا و خوب خواندن :  الله تعالی در آیه ۴ مزمل می فرمایند: {وَرَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتِيلًا} و رسول الله صلی الله علیه و سلم می فرمایند: «قرآن را با صدای خود زینت دهید همانا صدای زیبا به زیبایی قرآن می افزاید» بروایت حاکم .

۹- بدانیم که الله تعالی در نماز به ما جواب می دهد : همانطور که الله در حدیث قدسی می فرمایند : ( نماز را بین خود و بنده ام تقسیم نموده ام و برای بنده ام است آنچه که بخواهد هرگاه گفت : الحمد لله رب العالمین ، الله می فرماید : بنده ام مرا ستایش نمود . هرگاه گفت : الرحمن الرحیم ، الله می فرماید : بنده ام ثنای مرا گفت . و هرگاه گفت : مالک یوم الدین، الله می فرماید : بنده ام مرا تمجید نمود . و هرگاه گفت: ایاک نعبد و ایاک نستعین، الله می فرماید :  این بین من و بنده ام است و برای بنده ام است هر چه بخواهد . و هرگاه گفت: اهدنا الصراط المستقیم ، صراط الذین انعمت علیهم غیر المغضوب علیهم و الضالین ، الله می فرماید : این برای  بنده ام است هر چه طلب نموده.»[2]

۱۰- نزدیک به ستره نماز بخوانیم، از امور مفید برای ایجاد خشوع در نماز ، داشتن ستره است .فواید نزدیک بودن به ستره : حواس انسان به چیزهای پشت ستره جلب نمی شود سد و مانعی برای عبور شیطان از جلوی نماز است و راه برای عبور مردم آزاد می شود و رسول الله صلی الله علیه و سلم می فرمایند: «هرگاه یکی از شما در برابر ستره نماز می خواند به ستره اش نزدیک شود تا شیطان نماز او را قطع نکند» (بروایت ابو داود).

۱۱- دست راست را بر روی دست چپ قرار دادن وآنرا بر روی سینه نهادن:  پیامبر دست راست را بر روی دست چپ می نهادند و بر روی سینه قرار می دادند . و حکمت این عمل در آن است که شخص خود را در حالت ملتمسانه  وکوچک احساس می کند و مانع از حرکات اضافی می شود و به خشوع نزدیک است .

۱۲- نگاه کردن به جای سجده : ام المومنین عایشه (رضی الله عنها) می گویند: پیامبر زمانی که نماز می خواندند سرشان بطور خاشعانه پایین می آوردند و به زمین  نگاه می نمودند و زمانی که برای تشهد می نشستند به انگشتشان که در حال حرکت دادن بود نگاه می کردند چنانچه که این مسئله  از پیامبر به صحت رسیده است .

۱۳- متنوع ساختن آیات و اذکار در نماز : با این کار نماز گذار آیات و اذکار جدید استفاده می برد و اینکار از عادت و سنت پیامبر بوده و کامل کننده خشوع در نماز می باشد

۱۴- سجده نمودن هنگام گذشتن از آیات سجده : الله سبحانه و تعالی می فرماید: {وَيَخِرُّونَ لِلْأَذْقَانِ يَبْكُونَ وَيَزِيدُهُمْ خُشُوعًا}[3] «و برچهره ها سجده می کنند و می گریند و بر تواضع آنان می افزاید» و همچنین در آیه 58 مریم می فرمایند { ... إِذَا تُتْلَى عَلَيْهِمْ آيَاتُ الرَّحْمَنِ خَرُّوا سُجَّدًا وَبُكِيًّا}[4]  «هر زمان که آیات الله مهربان بر آنان تلاوت می شد سجده کنان و گریان به خاک می افتادند».

رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرمایند : ( زمانیکه ابن آدم آیه سجده بخواند و سجده نماید شیطان خود را دور می گیرد و گریه میکند و می گوید وای برمن ،  فرزند آدم به سجده امر شد و سجده نمود و بهشت برای اوست ، من به سجده امر شدم و خودداری کردم و آتش برای من است )[5] .

۱۴- اعوذ بالله گفتن و از شر شیطان به الله پناه بردن : شیطان دشمن ماست و از جمله دشمنی هایی که با ما دارد اینست که، خشوع و خضوع در نماز را از ما بگیرد، شیطان به منزله راهزنی است که می خواهد مانع و قطع کننده این مسیر شود اما بنده عبادتکار با  استفاده از صبر و اذکار وارد شده از نبی اسلام صلوات الله علیه و السلام از کید و مکر شیطان در امان می ماند .

۱۵- تامل در زندگی گذشتگان نیک ما که در برابر نماز چه حالتی داشته اند: مثلا علی بن ابی طالب (رضی الله عنه) زمانیکه وقت نماز می رسید می لرزیدند و رنگ رخسارشان تغییر می کرد ، به ایشان گفته شد شما را چه شده است؟ گفتند : به الله قسم وقت نماز رسیده و قت ادای امانتی  است که الله تعالی به کوهها عرضه نمود اما آنها نتوانستند آن را حمل کنند . و سعید تنوخی رحمه الله زمانیکه نماز می گذاردند اشکش بر روی محاسن و گونه هایش سرازیر می شد  تا اینکه نماز را به ا تمام میرساندند .

۱۶- شناخت مزایای خشوع در نماز: و از فواید خشوع در این حدیث پیامبر آمده که می فرمایند :  ( شخص مسلمانی که هنگام نمازهای واجب خوب وضوء  بگیرد و در نماز خشوع و رکوع خوبی داشته باشد موجب بخشیده شدن  گناهانش بجز گناهان کبیره او می گردد و در تمام عصور چنین است )[6].

۱۷- پایبند بودن به دعا در حالتهای مختلف نماز خصوصاً در سجده : الله سبحانه و تعالی در آیه ۵۵ اعراف می فرمایند { ادْعُواْ رَبَّكُمْ تَضَرُّعاً وَخُفْیةً ..} ( پروردگار خود را فروتنانه و پنهانی به کمک بخوانید ) و رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرمایند : ( نزدیکترین مکان بنده با پروردگارش سجده است پس در آنجا زیاد دعا کنید )[7].

۱۸- پایبند بودن به اذکار صحیح وارد شده از پیامبربعد از نماز: این اذکار باعث تثبیت اثر خشوع  در قلب و  بقای برکت نماز می شود .

موانع و مشغولیت هایی که باعث کمرنگ شدن خضوع و حضور قلب در نماز می شود.

۱۹- برطرف نمودن هر چیزی که ذهن انسان را در نماز به خود مشغول می سازد : انس (رضی الله عنه) از پیامبر روایت می کند : ام المومنین عائشه (رضی الله عنها) پارچه یا پیراهنی داشتند که طرح دار و رنگ رنگی بود و قسمتی از خانه اش را با آن پوشانیده بودند ، پیامبر به ایشان فرمودند : «آن پارچه را بردار که طرحهای آن در نماز به چشم من می آید» بروایت امام بخاری رحمه الله .

در لباسی که در آن طرح و نقش و نوشته باشد نماز نخوانیم :  از عائشه رضی الله عنه روایت است که پیامبر در لباسی که دارای طرح و نوشته هایی بود نماز خواندند ، نوشته ها و طرح لباس ایشان را مشغول کرد و بعد از نماز گفتند این لباسها را به نزد ابی جهم بن حذیفه ببرید و در عوض آن لباس ساده و بدون نقش بیاورید چون این لباس مرا در نماز مشغول ساخت». بروایت امام مسلم رحمه الله .

۲۰- زمانیکه غذا آماده است و یا اشتهاء خوردن غذا داشته باشیم نماز را بعد از غذا بخوانیم پیامبر می فرمایند: «با حاضر شدن غذا نمازی وجود ندارد».[8]

۲۱- در حالی که ادرار یا مدفوع  داشته باشد نباید نماز خواند : پیامبر می فرمایند: «هرگاه غذا آماده باشد و یا دو چیز نجس فشار آورده باشد ، نمازی وجود ندارد»[9] . زیرا در این حالت خشوع در نماز بوجود نمی آید .

۲۲- اگر خواب بر انسان غلبه کند نبایستی در آن حالت نماز خواند : رسول الله صلی الله علیه و سلم می فرمایند:« زمانی که خواب بر انسان غلبه می کند باید بخوابد تا اینکه بداند چه می گوید» بروایت امام بخاری رحمه الله .

۲۳- پشت سر کسی که حرف می زند و یا خوابیده است نماز نخواند: چون پیامبر نهی فرموده اند: «پشت سر کسی که خوابیده است یا حرف می زند نماز نخوانید» چون کسی حرف می زند با حرف زدنش نماز گذار را مشغول می کند و همچنین شخصی که خوابیده ممکن است حرکاتی از او سر بزند که موجب مشغول شدن نمازگذار شود. والله بهتر می داند .

۲۴- به صاف نمودن سنگ ریزه مشغول نشود: امام بخاری رحمه الله از معیقب (رضی الله عنه) روایت می کند اینکه پیامبر در مورد مردی که موقع سجده نمودن خاک را صاف می نمود گفتند: (اگر اینکار می کنی یکبار کافیست) علت نهی در اینجا بخاطر محافظت بر خشوع نماز است چون زیادی حرکات موجب کم شدن خشوع می گردد. و بهتر است، اگر محل سجده نیاز به صاف و درست شدن دارد قبل از نماز آنرا صاف و پاک نماید .

۲۵- با بلند خواندن قرآن برای دیگران  ایجاد تشویش نکند: رسول الله صلی لله علیه وسلم می فرماید: «همانا هر کدام از شما با پروردگارش در مناجات است، مزاحم همدیگر نشوید و در قرائت  صدای خود را بر همدیگر بالا نبرید یا گفتند در نماز» بروایت  ابوداود رحمه الله

۲۶- از چرخ دادن روی خود به اطراف خود داری کند: بخاطر حدیث ابوذر رضی الله عنه روایت می کنند پیامبر گفتند:«در نماز به استمرار الله مقابل بنده است تا زمانی که بنده روی خود را چرخ ندهد پس زمانی که روی خود را چرخ داد الله از او روی می گرداند» از رسول الله صلی الله علیه وسلم در مورد گرداندن صورت در نماز سئوال شد فرمودند: «اختلاسی است که شیطان از نماز بنده اختلاس می کند» بروایت امام بخاری رحمه الله .

۲۷- نگاه خود را به بالا نبردن : در این مورد نهی شده و وعید سختی از پیامبر در این مورد آمده است

۲۸- زمانی که در نماز هستید روی خود را به آسمان نکنید. بروایت امام احمد رحمه الله

تا جایی که به شدت نهی می کنند و می گویند : «از این کار دست برمی دارید یا اینکه بیناییتان را از دست بدهید » بروایت امام بخاری رحمه الله .

۲۹- در نماز در جلو خود آب دهن نیاندازد: بدلیل اینکه با خشوع در تناقض است و در برابر الله از ادب بدور می باشد. پیامبر می فرمایند: «هر گاه شما نماز می خواندید به جلو خود آب دهن نیاندازید چون در حال نماز  الله در برابر شما است» بروایت امام بخاری رحمه الله .

۳۰- در نماز از خمیازه جلوگیری کردن،  پیامبر فرموده اند: «هرگاه یکی از شما در نماز خمیازه کشید تا جایی که می تواند جلو آنرا بگیرد چون شیطان داخل می شود» بروایت امام مسلم رحمه الله .

۳۱-  دست را بر دو طرف پهلوی خود نگذارد: از ابو هریره (رضی الله عنه) روایت شده که رسول الله (صلی الله علیه و سلم) از اینکه دست خود را درنماز بر دوطرف پهلو قرار بدهیم نهی نموده اند.

۳۲- در نماز دهن خود را نپوشاند:  پیامبر از پوشاندن دهان در نماز نهی فرموده اند بروایت ابو داود رحمه الله .

۳۳-  از تشبیه نمودن به حیوانات دوری کند : پیامبر از سه چیز در نماز نهی نموده اند : از نوک زدن کلاغ (سریع نماز خواندن)، شکل خوابیدن حیوان درنده ، ( در سجده دو ساعد بر روی زمین  پهن کردن ) ، و عادت کردن به یک جای خاص در مسجد که فضیلتی در آن نباشد مثل شتر که برای خوابیدن ، همیشه به  یک جای خاص عادت می کند و جای خود را تغییر نمی دهد .

 



[1]  محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي، صحيح البخاري، ج1، ص156.

[2]  مسلم بن الحجاج أبو الحسن القشيري النيسابوري، صحیح مسلم، ج۱، ص۲۹۶.

[3]  الإسراء:۱۰۹

[4]  مریم:۵۸

[5]  مسلم بن الحجاج أبو الحسن القشيري النيسابوري، صحیح مسلم، ج۱، ص۸۷.

[6]  مسلم بن الحجاج أبو الحسن القشيري النيسابوري، صحیح مسلم، ج۱، ص۲۰۸.

[7]  مسلم بن الحجاج أبو الحسن القشيري النيسابوري، صحیح مسلم، ج۱، ص۳۵۰.

[8]  مسلم بن الحجاج أبو الحسن القشيري النيسابوري، صحیح مسلم، ج۱، ص۳۹۲.

[9]  مسلم بن الحجاج أبو الحسن القشيري النيسابوري، صحیح مسلم، ج۱، ص۳۹۲.

 

 

 

مسائل پاسخ داده شده

حدیث هفته

روش وضوی پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم)

عَنْ عَمْرِو بْنِ يَحْيَى الْمَازِنِيِّ عَنْ أَبِيهِ قَالَ : شَهِدْتُ عَمْرَو بْنَ أَبِي الحَسَنِ سَأَلَ عَبْدَ اللَّهِ بْنَ زَيْدٍ (رضى الله عنه) عَنْ وُضُوءِ النَّبِيِّ (صلى الله عليه و سلم)، فَدَعَا بِتَوْرٍ مِنْ مَاءٍ، فَتَوَضَّأَ لَهُمْ وُضُوءَ رَسُولِ اللَّهِ (صلى الله عليه و سلم)  فَأَكْفَأَ عَلَى يَدَيْهِ مِنْ التَّوْرِ ، فَغَسَلَ يَدَيْهِ ثَلاثاً ، ثُمَّ أَدْخَلَ يَدَهُ فِي التَّوْرِ ، فَمَضْمَضَ وَاسْتَنْشَقَ وَاسْتَنْثَرَ ثَلاثاً بِثَلاثِ غَرْفَاتٍ، ثُمَّ أَدْخَلَ يَدَهُ فِي التَّوْرِ فَغَسَلَ وَجْهَهُ ثَلاثاً، ثُمَّ أَدْخَلَ يَدَهُ فَغَسَلَهُمَا مَرَّتَيْنِ إلَى الْمِرْفَقَيْنِ ثُمَّ أَدْخَلَ يَدَيْهِ فَمَسَحَ بهِمَا رَأْسَهُ، فَأَقْبَلَ بِهِمَا وَأَدْبَرَ مَرَّةً وَاحِدَةً، ثُمَّ غَسَلَ رِجْلَيْهِ. وَفِي رِوَايَةٍ : بَدَأَ بِمُقَدَّمِ رَأْسِهِ، حَتَّى ذَهَبَ بِهِمَا إلَى قَفَاهُ، ثُمَّ رَدَّهُمَا حَتَّى رَجَعَ إلَى الْمَكَانِ الَّذِي بَدَأَ مِنْهُ.   مفهوم حديث: عمرو بن يحيي المازني از پدرش روايت مي کند وقتي که عمرو بن أبي الحسن از عبد الله بن زيد (رضى الله عنه) در باره ي چگونگي وضوي پيامبر (صلى الله عليه و سلم) سوال کرد در آنجا حاضر بودم، آن وقت بود که او درخواست ظرفي از آب کرد، بعد از فراهم شدن ظرف آب برايشان مثل وضوي پيامبر (صلى الله عليه و سلم) وضو گرفت، به اين ...

حدیث هفته

معرفی اعضای هیات

جدیدترین پاسخ ها