فقر از دیدگاه قرآن و راه حل های آن

در قرآن کریم فقر به عنوان عامل منفی در زندگی انسان معرفی شده است. قرآن کریم برای این مفهوم، واژه هایی همانند فقر، فقیر، فاقره، ضعیف، مستضعف، مسکین و مسکنه را بکار برده است. و فقر را به عنوان عامل منفی در زندگی انسان معرفی نموده است.

 

 لذا می بینیم الله ‌ذوالجلال به پیامبر اکرم (صلی الله علیه وسلم) می فرماید: ﴿وَوَجَدَكَ عَائِلًا فَأَغْنَى﴾[الضحی:۸]: «خداوند تو را فقیر یافت، سپس توانگر نمود» یعنی خداوند بر پیامبر منت نهاده و او را از حالت فقر درآورده و غنی می نماید. اگر فقیر بودن و فقر ارزش بود، غنی کردن پیامبر نمیتوانست به عنوان یک ارزش باشد که خداوند بر او منت بگذارد جالب اینکه در آیه ای دیگر در همین سوره میفرماید: ﴿وَوَجَدَكَ ضَالًّا فَهَدَى﴾[الضحی:۷]: «خداوند تو را گمراه یافت سپس هدایت کرد». با توجه به این آیه معلوم میشود که قرآن علاوه بر فقر مادی فقر فکری را هم سبب گمراهی و ضلالت میداند. گاهی فقر یکی از امتحانهای خداست چرا که بسته به چگونگی برخورد انسان با فقر می تواند مایه ی سعادت و یا شقاوت شخص گردد. انسان اگر در فقر و تهیدستی شکیبایی پیشه کند در قیامت از پاداش بزرگ و ویژه ی فقرا بهره مند می شود. بنابر نظر قرآن مهمترین چیزی که انسان را زمین گیر فقر می کند، آلوده شدن به گناه و معصیت است. قرآن وعده داده است که اگر مردم اهل تقوا و دوری از گناه باشند خداوند خیر و برکت آسمان و زمین را بسوی آنها سرازیر خواهد نمود؛ ﴿وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَى آمَنُوا وَاتَّقَوْا لَفَتَحْنَا عَلَيْهِمْ بَرَكَاتٍ مِنَ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ وَلَكِنْ كَذَّبُوا فَأَخَذْنَاهُمْ بِمَا كَانُوا يَكْسِبُونَ﴾[الأعراف:96]: «گر مردمان اين شهرها و آباديها (به خدا و انبياء) ايمان مي آوردند و (از كفر و معاصي) پرهيز مي كردند، (درگاه خيرات و) بركات آسمان و زمين را بر روي آنان مي گشوديم (و از بلايا و آفات به دورشان مي داشتيم) ولي آنان به تكذيب (پيغمبران و انكار حقائق) پرداختند و ما هم ايشان را به كيفر اعمالشان گرفتار و مجازات نموديم (و عبرت جهانيانشان كرديم).»

و در سوره ی طلاق می فرماید: ﴿وَمَنْ يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجًا وَيَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لَا يَحْتَسِبُ وَمَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ .....وَمَنْ يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَلْ لَهُ مِنْ أَمْرِهِ يُسْرًا﴾[الطلاق:۴-۲]: «هر کس از گناه پرهیز کند خداوند روزی او را از جایی که هیچ گمان نمیکند تامین خواهد کرد در کارش گشایش ایجاد کرده و سختی آن را برایش آسان می گرداند.»

فقر بلايي است كه شيطان با آن انسان را می ترساند حال آنکه خداوند بخشش و مال و ثروت به آنان وعده می دهد، در همان زمان رهایی از ترس و گرسنگی نعمتی است از جانب خداوند که شایسته ی شکر گذاری و پرستش است. قرآن کریم می فرماید: ﴿فَلْيَعْبُدُوا رَبَّ هَذَا الْبَيْتِ الَّذِي أَطْعَمَهُمْ مِنْ جُوعٍ وَآمَنَهُمْ مِنْ خَوْفٍ﴾[قریش:۴-۳]: «بايستي خداوندگار اين خانه (خدا، كعبه) را بپرستند (كه اين امن و امنيّت را در طول راه و در شهرها و كشورهاي پر از كشمكش و ستم و جنگ و غارت، براي ايشان فراهم آورده است). خداوندگاري كه از گرسنگي ايشان را رهانيده است و خوراكشان داده است، و آنان را از خوف و هراس (راهزنان قبائل در راهها، و ستمگران و قلدران در شهرها و كشورها، رهائي بخشيده است و) ايمن ساخته است.»

اسلام به فقر به عنوان یک مساله ی مذهبی و اجتماعی نگاه می کند که انسان را به ذلت می کشاند، به همین دلیل است که پیامبر از آن به خدا پناه می برد. «اللَّهُمَّ إِنِّي أَعُوذُ بِكَ مِنْ فِتْنَةِ النَّارِ، وَعَذَابِ النَّارِ، وَمِنْ شَرِّ الْغِنَى وَالْفَقْرِ»[1] «خدایا از فتنه و عذاب آتش جهنم و از شر غنا و فقر و تنگدستی به تو پناه می برم.»

فقر ممکن است حتی به کشتن فرد بی گناه انجامد قرآن کریم در این مورد می فرماید: ﴿وَلَا تَقْتُلُوا أَوْلَادَكُمْ خَشْيَةَ إِمْلَاقٍ نَحْنُ نَرْزُقُهُمْ وَإِيَّاكُمْ إِنَّ قَتْلَهُمْ كَانَ خِطْئًا كَبِيرًا﴾[الإسراء:31]: «و (از آنجا كه روزي در دست خدا است) فرزندانتان را از ترس فقر و تنگدستي نكشيد. ما آنان و شما را روزي مي دهيم (و ضامن رزق همگانيم). بي گمان كشتن ايشان گناه بزرگي است. هر چند قرآن کریم این مساله را به عنوان یک رسم جاهلیت معرفی می کند، اما این مساله در عصر حاضر نیز می تواند در قالب جاهلیت جدید مصداق پیدا کند. عربهای دوران جاهلی نه تنها دختران خویش را به خاطر تعصبهای غلط زنده به گور می کردند،‌بلکه پسران را هم که سرمایه ی بزرگی در جامعه ی آن روز محسوب می شد نیز از ترس فقر و تنگدستی به قتل می رساندند. اگر چه امروزه برای سقط جنین دلایل بی اساس دیگری ذکر می کنند، ولی مساله ی فقر و کمبود مواد غذایی یکی از دلایل عمده ی آن است. قرآن کریم در چندین آیه می فرماید: ﴿وَلاَ تَقْتُلُواْ أَوْلاَدَكُم مِّنْ إمْلاَقٍ نَّحْنُ نَرْزُقُكُمْ وَإِيَّاهُمْ﴾[الأنعام:151]: و فرزندانتان را از ترس فقر و تنگدستي (كنوني يا آينده) مكشيد (چرا كه) ما به شما و ايشان روزي مي دهيم (و روزي رسان همگان مائيم؛ نه شما).

و طبق این آیات، فقر بسیار شدید اگر با فقر فرهنگی همراه شود زمینه ساز فجیع ترین و هولناک ترین جنایات می گردد زیرا فقر و تهیدستی در تضعیف وجدان آدمی و از میان بردن حتی قوی ترین عواطف انسانی همانند مهر به فرزند تاثیر دارد.

نوع دیگر فقر مادی که قرآن کریم از آن یاد می کند و از فقیران ستایش می کند که فقرشان به سبب تنبلی نیست بلکه در راه خدا در تنگنا قرار گرفته اند و امکان تلاش و فعالیت اقتصادی از آنان سلب شده است فقری است که جهادگران در راه خدا بدان دچارند. کسانی که جهادشان به آنان اجازه ی تجارت و کسب را برای تامین هزینه ی زندگیشان و به دیگران می فرماید: انفاق شما مخصوصا باید برای نیازمندانی باشد که در راه خدا در تنگنا قرار گرفته اند و توجه به آیین خدا آنها را از وطن ها ی خویش آواره ساخته و شرکت در میدان جهاد به آنها اجازه نمی دهد تا برای تامین هزینه ی زندگی دست به کسب و تجارتی بزنند نمی توانند مسافرتی کنند و سرمایه هایی به دست آورند، و از شدت خویشتن داری افراد ناآگاه آنها را بی نیاز می پندارند اما آنها از چهره هایشان می شناسی و هرگز با اصرار چیزی از مردم نمی خواهند. ﴿لِلْفُقَرَاء الَّذِينَ أُحصِرُواْ فِي سَبِيلِ اللّهِ لاَ يَسْتَطِيعُونَ ضَرْباً فِي الأَرْضِ يَحْسَبُهُمُ الْجَاهِلُ أَغْنِيَاء مِنَ التَّعَفُّفِ تَعْرِفُهُم بِسِيمَاهُمْ لاَ يَسْأَلُونَ النَّاسَ إِلْحَافاً وَمَا تُنفِقُواْ مِنْ خَيْرٍ فَإِنَّ اللّهَ بِهِ عَلِيمٌ﴾[البقرة:273]. بودن شک فقر بیش از این که یک مشکل فردی باشد معضلی اجتماعی است و همه ی افراد جامعه در قبال آن مسولند. به همین جهت الله ‌ذوالجلال در آیات فراوانی از قرآن کریم همه ی مومنان را تشویق به «صدقه» می کند و حتی به انفاق مال در راه خداوند برای فقرا و مساکین امر می کنند(بقره: ۲۷۴-۲۶۱) فقر زدایی یک باور دینی و وظیفه ای الهی است و اسلام نیز نمی پذیرد که در جامعه ای فقر نمود داشته باشد.

فقر و گناه

معمولا فقر وتهیدستی زمینه ساز گناه است. همچنین در روایات اسلامی نیز گاهی از فقر تمجید شده و گاهی مذمت گردید، فقر تمجید شده همان است که قبلا‌ توضیح داده شد و آن مولود و یا محصول تنبلی و سستی نیست بلکه شخص وقتش را کاملا برای جهاد و یا نشر دین خدا گذاشته،‌ اما فقر مذمت شده،‌ فقری است که از استعمار و استثمار سرمایه داران چباولگر و اوضاع نابسامان اقتصادی، دامنگیر انسان می گردد و مولود هرج و مرج اقتصادی ویا محصول تنبلی و سستی است. این روایات فقر را دیوار به دیوار کفر دانسته اند و از طرفی ثروت اندوزی را مذمت کرده حتی عامل طغیان بشر شمرده اند. قرآن تصریح می کند که فقر دستاویزی است که شیطان به وسیله ی آن،‌ انسان را به فحشا و منکر می کشاند: ﴿الشَّيْطَانُ يَعِدُكُمُ الْفَقْرَ وَيَأْمُرُكُم بِالْفَحْشَاء﴾[البقرة:268] يعني: «اهريمن شما را (به هنگام انفاق مي ترساند و) وعده تهيدستي مي دهد و به انجام گناه شما را دستور مي دهد.»

امروزه کمتر صاحب نظری منکر چنین رابطه ای است. این آیه ی کریمه به انسانها هشدار می دهد که هنگام انفاق کردن شیطان شما را از فقر و نداری می ترساند و شما را به زشتی امر می کند.

انسان در اثر این وسوسه ی شیطانی و برای تامین آینده  ی خود ممکن است دست به هر گناه و خلافی بزند و نگرانی از آینده او را به ارتکاب جرایم گوناگون وادار سازد. از این رو میان فقر و فحشا رابطه است و بسیاری از گناهان بخاطر ترس از فقر است. اگر فحشا را به معنی مطلق گناه،‌ یا فحشای جنسی بگیریم باز ارتباط آن با ترک انفاق بر کسی پوشیده نیست زیرا سرچشمه ی بسیاری از گناهان،‌ بی عفتی ها و خود فروشی ها،‌ فقر و تهیدستی است.

 قرآن کریم با رد بعضی از فعالیت ها و اعمال اقتصادی، تصرف های ناروا در اموال و دارایی های افراد را ناروا شمرده و به صراحت دستور ترک آنها را داده که از آن جمله عبارتند از: معاملات ربوی، فروش مشروبات الکلی،‌ خرید و فروش مردار،‌ خون،‌ گوشت خوک، اکل مال به باطل،‌ قمار، احتکار، کم فروشی، اسراف و تبذیر و غیره که از آنها در فقه به عنوان مکاسب محرمه یاد می شود. بنابراین برای سالم سازی محیط لازم است بطور جدی و اساسی با فقر و ناداری مبارزه کرد. بدین صورت که فقرا اگر ایمان قوی نداشته باشند، زودتر به گناه می افتند و در نتیجه،‌ دینداری و ایمانشان کاستی می پذیرد،‌ اما اگر صبر و تحمل کردند و در مقابل وسوسه ی گناه و آلودگی توانستند مقاومت کنند،‌ از برخی مزایای دینداری و کارهای عبادی محروم می شوند.

نقش فقر و ناداری در دین گریزی

با توجه به مطالب پیشین از جمله عواملی که سبب دین گریزی یا تضعیف باورهای و اعتقادات می شود و موجب سستی مردم در انجام تکالیف و وظایف شرعی می گردد، فقر و ناداری است. این عامل به شدت دین و دینداری را تهدید می کند و خطر بزرگ برای مردمان در دینداریشان گردیده و مانع جدی در راه دینداری و عمل به احکام دین و اتصاف به کمالات و اخلاقیات والای انسانی است بلکه موجب سستی در پایبندی به دین و احکام دینی و بالاتر از آن موجب کشیده شدن و سقوط در ورطه ی کفر و ناباوری است. به گونه ای که بخشی از دین گریزی ها در خانواده های ضعیف و یا بسیار ضعیف است. تاثیر گذاری فقر بر پدیداری آسیبهای اجتماعی و هنجار شکنی در جایی است که فقر منفی انگاشته شود. خود فرد فقیر و افراد جامعه باید تلاش نمایند تا فقر را بزودی برطرف و از عواقب بد آن مصون بمانند. خداوند در آیه ی ۲۸ سوره ی توبه می فرماید: «اگر از فقر می ترسید، خداوند آن را بزودی برطرف نموده و شما را غنی می سازد.» از این جا معلوم می شود که باید برای برطرف نمودن فقر تلاش کرد و آن را دور نمود وگرنه قرآن می فرمود: شما نباید بترسید و باید با فقر بسازید. اما اگر مثبت دیده شود و امتحان الهی قلمداد گردد به دین گریزی و هنجار شکنی و آسیب رسانی نمی انجامد. تاثیر فقر بر دین گریزی در آیات قران نیز دیده می شود ﴿الشَّيْطَانُ يَعِدُكُمُ الْفَقْرَ وَيَأْمُرُكُمْ بِالْفَحْشَاء﴾[البقرة:268] شیطان مسلمانان را از فقر می ترساند شاید ایشان از فقر بهراسند و دین گریزی پیشه کنند در مقابل خداوند وعده ی آمرزش و فزونی می دهد: ﴿وَاللَّهُ يَعِدُكُمْ مَغْفِرَةً مِنْهُ وَفَضْلًا وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ﴾[البقرة:268] و تهی دستان از فضل خویش بهره مند می سازد: ﴿إِنْ يَكُونُوا فُقَرَاءَ يُغْنِهِمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ﴾ [نور:۳۲] اگر فقیر و تنگدست باشند خداوند آنان را از فضل خود بی نیاز می سازد، خداوند گشایش دهنده و آگاه است. فقر نسبت به عقايد و اخلاق بشر و برای امنیت و ثبات جامعه یک تهدید به شمار می رود. اگر رهنمودهای اقتصادی قران عملی نشود، راهکارهای فقر زدایی با انبوه مستمندان و نیازمندان نتیجه نمی دهد. در این صورت حکومت برای جلوگیری از دین گریزی و دیگر آسیبهای اجتماعی ناگزیر از ایجاد اشتغال،‌ پرداخت مستمری به بیکاران و بهینه سازی و نوسازی اقتصادی است چنانکه پیامبران در برابر مردم چنین احساسی داشتند و خواستار امنیت جانی و اقتصادی مردم بودند و در این مسیر سختی ها و مشکلات را با جان و دل می خریدند: وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِيمُ رَبِّ اجْعَلْ هَذَا بَلَدًا آمِنًا وَارْزُقْ أَهْلَهُ مِنَ الثَّمَرَاتِ البقره:۱۲۶ 

دین الهی و بویژه اسلام، به هیچ وجه به فقر و تهی دستی روی خوش نشان نمیدهدو مبارزه ای در ابعاد گسترده علیه فقر و ناداری نموده است. ادامه دارد.....



[1]  سليمان بن الأشعث بن إسحاق بن بشير بن شداد بن عمرو الأزدي السِّجِسْتاني، سنن أبي داود، ج2، ص91. صححه الألباني.

مسائل پاسخ داده شده

حدیث هفته

حکم تیمم

عن جابربن عبد الله (رضی الله عنهما): أنَّ النبي (صلى الله عليه وآله وسلم) قالَ: «أُعْطِيتُ خَمْسًا لَمْ يُعْطَهُنَّ أَحَدٌ قَبْلِي: نُصِرْتُ بِالرُّعْبِ مَسِيرَةَ شَهْرٍ، وَجُعِلَتْ لِي الأَرْضُ مَسْجِدًا وَطَهُورًا، فَأَيُّمَا رَجُلٍ مِنْ أُمَّتِي أَدْرَكَتْهُ الصَّلاَةُ فَلْيُصَلِّ، وَأُحِلَّتْ لِي المَغَانِمُ وَلَمْ تَحِلَّ لِأَحَدٍ قَبْلِي، وَأُعْطِيتُ الشَّفَاعَةَ، وَكَانَ النَّبِيُّ يُبْعَثُ إِلَى قَوْمِهِ خَاصَّةً وَبُعِثْتُ إِلَى النَّاسِ عَامَّةً».(صحیح البخاری). وفي حديثِ حُذَيْفةَ (رضي الله عنهُ) عنْدَ مسلم: «وَجُعِلَتْ تُرْبَتُهَا لَنَا طَهُوراً إذا لمْ نجدِ المَاءَ» وعن علي عِنْدَ أحْمد: «وَجُعلَ التُّرابُ لي طَهُورا» - از جابر بن عبدالله (رضی الله عنهما) روایت است که پیامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) فرمود: «به من پنج چیز داده شده است که به هیچ کسی (پیامبری) قبل از من به داده نشده است: به این یاری داده شده‌ام که از مسافت یک ماه دشمنانم دچار ترس و وحشت می‌شوند. و همه‌ی زمین برای من (و امتم) مسجد (محل نماز) و پاک قرار داده شده است؛ لذا هر کس (از امتم) در هر جا بود و وقت نماز فرار رسید؛ همان جا نماز بخواند و و غنایم جنگی برای من و امتم حلال شده است و حکم شفاعت به من داده شده است و هر پیامبری بسوی قوم خاصی مبعوث می شد و من بسوی کل مردم مبعوث شده ام ». و حدیث را تا آخر ...

حدیث هفته

معرفی اعضای هیات

جدیدترین پاسخ ها