بازار یابی شبکه ای، حکم و تأثیر منفی آن بر اقتصاد و جامعه:

در سالهای اخیر شرکت های گوناگون با عنوان ((بازاریابی شبکه ای یا بازاریابی چند سطحی)) شروع به فعالیت کرده اند، حوزه جغرافیایی فعالیت های آنها به دورترین نقاط و طبقات مختلف جامعه سرایت کرده است. شگردهای عضو گیری آن ها با عناوین گوناگون و تبلیغات جذاب باعث شده که بسیاری از مردم بالاخص جوانان را جلب کنند که به صورت تصاعدی روز به روز به تعداد آنان افزوده می شود. از آن جهت که بسیاری از مؤمنین در مورد جواز یا عدم جواز فعالیت در این شرکت ها از لحاظ شرعی آگاهی ندارند و طرفداران این فعالیت ها، نصوص دین را به نفع خود تفسیر به رأی می کنند، ما را بر آن داشت که در این رابطه مطالبی مختصر تهیه و در خدمت برادران و خواهران مسلمانی که جویای حقیقت هستند قرار دهیم.

بسم الله الرّحمن الرّحیم

الحمد لله والصلاة والسلام علی رسول الله سیدنا محمد و علی آله و من والاه و بعد:

بازار یابی شبکه ای، حکم و تأثیر منفی آن بر اقتصاد و جامعه:

در سالهای اخیر شرکت های گوناگون با عنوان ((بازاریابی شبکه ای یا بازاریابی چند سطحی)) شروع به فعالیت کرده اند، حوزه جغرافیایی فعالیت های آنها به دورترین نقاط و طبقات مختلف جامعه سرایت کرده است. شگردهای عضو گیری آن ها با عناوین گوناگون و تبلیغات جذاب باعث شده که بسیاری از مردم بالاخص جوانان را جلب کنند که به صورت تصاعدی روز به روز به تعداد آنان افزوده می شود. از آن جهت که بسیاری از مؤمنین در مورد جواز یا عدم جواز فعالیت در این شرکت ها از لحاظ شرعی آگاهی ندارند و طرفداران این فعالیت ها، نصوص دین را به نفع خود تفسیر به رأی می کنند، ما را بر آن داشت که در این رابطه مطالبی مختصر تهیه و در خدمت برادران و خواهران مسلمانی که جویای حقیقت هستند قرار دهیم.

 در طول تاریخ بشریت، خداوند رحمان با مبعوث کردن پیامبران و فرستادن کتاب، هدایت و راهنمایی انسان را بعهده گرفته است. قرآن کریم که پایان بخش کتابهای آسمانی است در آن آخرین پیامها و فرامین خداوند حکیم برای رسیدن به سعادت و خوشبختی دنیا و آخرت قرار دارد، زندگی ای به دور از ناهنجاری های اعتقادی، اخلاقی، اجتماعی، اقتصادی و غیره. خداوند حکیم در این کتاب کلیات قواعدی که برای یک زندگی سالم و انسانی لازم است را بیان کرده و حضرت محمد صلی الله علیه و سلم را موظف کرده است که آن اصول را برای مردم تبیین نموده و توضیح دهد. از جمله این قواعد کلی، اصول و ضوابطی است که لازم است در معاملات رعایت گردد تا بدین وسیله حقوق مادی انسان ها حفظ شود و ظلم و ستم و بهره کشی انسان از انسان و بندگی انسان برای غیر خدا رخ ندهد.

یکی از قواعد عمومی معاملات که در قرآن کریم بیان شده است آیه 29 سوره نساء است. خداوند می فرماید: ای کسانی که ایمان آورده اید، اموال همدیگر را به ناحق (یعنی از راههای نامشروع) نخورید مگر این که (تصرف شما در اموال دیگران از طریق) دادوستدی باشد که از رضایت (باطنی دو طرف) سرچشمه بگیرد، و ...

در جوامع بشری به علت رشد صنعت و تکنولوژی  هر روز شاهد شکل گیری صورت جدیدی از معاملات هستیم اما اصول و ضوابط برخلاف صورت و مصداق ثابت و محدود است و وظیفه مجتهدین و علماء و اهل قانون، تطبیق صورت های جدید معاملات بر اصول است و هنگامی که معاملات جدید شرایط عمومی صحت معاملات را داشته باشد آن معامله جایز و شرعی است و در غیر این صورت آن معامله حرام و ممنوع است.

یکی از این صورت های جدید (( بازاریابی شبکه ای)) است که ما در این مجال در صدد بیان حکم شرعی فعالیت در این گونه شرکت ها هستیم.

تفاوت بین بازاریابی شبکه ای و تجارت الکترونیکی

بسیاری از مردم تصور می کنند که بازاریابی شبکه ای همان تجارت الکترونیکی است، در حالی که بین آنها تفاوت وجود دارد، تجارت الکترونیکی به معنای استفاده از تکنولوژی اینترنت در تجارت است اما بازاریابی شبکه ای که گاه ((بازاریابی چند سطحی)) نیز نامیده می شود، روشی است که تبلیغ و فروش محصولات در آن به وسیله شبکه ای از مشتریان آن محصولات انجام می شود و هدف اصلی آن حذف واسطه های تجاری نامطلوب از چرخه توزیع محصول و رساندن محصولات از تولید کننده به مصرف کننده و به کمک مصرف کننده است.

شرکت های مختلف برای پیاده سازی بازاریابی شبکه ای از طرح های متعددی بهره می برند، یکی از این طرح ها، طرح پورسانت دهی به مشتریان از طریق معرفی دودوئی است که به اصطلاح به چنین شرکت هایی، شرکت های هرمی گفته می شود که هم شرعاً و هم قانوناً حرام و ممنوع است.

گرفتن پورسانت در ساختار شرکت های هرمی، علاوه بر تعداد اعضای زیر مجموعه فرد، به تعادل قرار گرفتن آنان نیز بستگی دارد. از آنجا که توانائی اعضا در جذب افراد به شبکه متفاوت است، در بسیاری از موارد چنین تعادلی برقرار نمی شود و در نتیجه به آنان پورسانتی پرداخت نمی گردد. بنابراین، روشن است که این عدم تعادل یکی از منابع مهم کسب درآمد شرکت ها با ساختار هرمی است.

طرح دیگری که این روزها شیوع پیدا کرده، شرکت هایی هستند که ساختار پورسانت دهی خود را درختواره و خورشیدی معرفی می کنند و مدعی هستند که در این ساختار شرط گرفتن پورسانت شیوه تعادل قرار گرفتن اعضا نمی باشد.

با توجه به شناخت و تجربه ای که از این شرکت ها وجود دارد، در این شرکت ها چه با ساختار هرمی یا درختواره، مشکلات عدیده ای وجود دارد که افراد جامعه به ویژه جوانان باید در برخورد با شرکت های شبکه ای، حتی شرکت هایی که مجوز قانونی دارند بسیار با احتیاط عمل کنند.

ایرادات و اشکالاتی که بر این شرکت ها وارد است از جنبه های گوناگون می باشد.

1-از نظر شرعی: برای اینکه معامله ای جایز و سود حاصل از آن حلال باشد، دو شرط اساسی باید داشته باشد. شرط اول این است که معامله از مصادیق ((تجارت)) یعنی داد و ستدد باشد. آنچه که در ((داد و ستد)) رخ می دهد این است که سعی و فعالیت افراد به هدر نمی رود. به عبارتی وقتی که شخص در ازی خدمات یا کالائی قصد کمک کردن به دیگران و صدقه دادن ندارد، باید فعالیت او جبران شود بدینوسیله فروشنده با گرفتن ثمن و خریدار با گرفتن کالا  و خدمت، سعی و کوشش آنان بی پاسخ نمی ماند و شرط دوم این است که معامله از روی رضایت صورت گیرد و اراده هیچ یک از طرفین مختل نشود و تحت تأثیر اراده دیگر واقع نگردد بنابراین هر شرطی که منجر به تقویت اراده شود جایز و هر شرطی که اراده انسان را مختل کند باعث بطلان قرارداد می شود. حال اگر معامله ای یکی از این دو شرط را نداشته باشد حرام و سود حاصل از آن نیز حرام می باشد.

با توجه به توضیحات قبل هرگاه نتیجه فعالیت اقتصادی فرد یا جمعی مشروط و معلق به نتیجه دادن فعالیت فرد یا جمع دیگر باشد و مسائل لایه به لایه بر یکدیگر مشروط شوند احتمال این که کوشش و فعالیت گروهی به هدر رود بسیار است. آنچه که معمولا در بازاریابی شبکه ای چه با ساختار هرمی و چه با ساختار درختواره در کمیسیون چند سطحی رخ می دهد همین به هدر رفتن سعی شاخه های فروش است. برای فهم این مطلب به یک مثال توجه کنید. اگر شاخه فروش شماره یک با سعی و تلاش بتواند شرایط استحقاق پورسانت را پیدا کند اما شاخه فروش شماره دو به هر علتی نتواند شرایط را ایجاد کند، و اگر پرداخت پورسانت به شاخه شماره یک مشروط به ایجاد شرایط لازم توسط شاخه شماره دو باشد، در این صورت به شاخه شماره یک پورسانتی داده نمی شود و سعی و تلاش آنان به هدر می رود با این که استحقاق پورسانت را داشته اند و این از مهمترین منابع درآمد چنین شرکت هایی است.

و از طرفی تراضی که شرط صحت معامله است در بازاریابی شبکه ای دچار خلل می شود زیرا کسانی که وارد این فعالیت ها و سیستم ها می شوند به طمع دست یافتن به سود کلان راضی به خرید کالا می شوند و اگر بدانند امکان دارد سودی عاید آنها نخواهد شد و تلاش و کوشش آنان به هدر می رود، راضی به خرید کالا و وارد شدن به این شبکه ها نمی شوند و این مسئله واضح است که خرید کالا و استفاده از آن، هدف اصلی مشتریان نمی باشد بلکه خرید کالا، وسیله ورود به این شبکه ها جهت رسیدن به سود کلان است، که معمولا سطوح یا شاخه های پایینی شرکت از آن محروم می مانند و طبعا ناراضی خواهند بود.

2-از نظر اقتصادی:

این نوع شرکت ها باعث می شود که در جامعه دلال پروری شیوع پیدا کند و افرادی که مشغول فعالیت های اقتصادی مفید و تولید و ارائه خدمات ارزنده می باشد به علت تبلیغات واهی و تحقق رویای شیرین پولدار شدن، کار و فعالیت مفید خود را رها کنند و بعضا استعفا دهند و جذب شبکه های دلال پروری شوند و این امر منجر می شود که مفاسد و اختلالات اقتصادی متعددی در تبع آن بوجود آید.

قیمت کالا و خدماتی که افراد از طریق این شبکه ها خریداری می کنند معمولا بیشتر از قیمت واقعی کالا در بازار است زیرا مبلغی که به عنوان پورسانت به واسطه ها و بازاریابان پرداخت می شود جزء هزینه های تولید محاسبه می شود که موجب بالا رفتن قیمت این محصولات در مقابل قیمت اصلی کالا در بازار می گردد و این مبلغ معمولا از هزینه روش های صنعتی بازاریابی و تبلیغات و توزیع کالا و خدمات بسیار بیشتر است.

ضرر رساندن به مغازه ها و تجاری که به طور مستمر مشغول خدمت رسانی هستند و مالیات پرداخت می کنند از مفاسد اقتصادی دیگری است که این شبکه ها به وجود می آورند.

3-از جنبه اجتماعی:

از جمله آموزش های این شبکه ها این است که به اعضا پیشنهاد می شود که تبلیغات را از خویشاوندان خود شروع کنند و از آنان بخواهند برای رسیدن به درآمد کلان وارد این نوع فعالیت ها شوند و این اعضا برای رسیدن به سود از کانال زیر شاخه هایشان برای رسیدن به خواسته های خود بسیار اصرار و پافشاری می کنند. و از آن جهت که توان افراد برای جذب دیگران متفاوت است و آنان برای رسیدن به درآمد کلان و بدون زحمت وارد سیستم شده اند و بعضا شغل و حرفه خود را رها کرده و کالایی را خریداری کرده اند که یا به آن ها نیاز ندارند و یا فرصت مصرف کردن آن ها را پیدا نکرده اند. چون نتوانسته اند زیر شاخه های خود را کامل و توجیه کنند و شرایط گرفتن پورسانت را ایجاد کنند، متحمل ضررهای مادی می شوند و آرزوهای آنان تحقق نمی یابد و این باعث می شود که در بین اعضای خانواده اختلاف، شکایات و ناراحتی پیش بیاید و صله رحم قطع گردد تا جایی که در بعضی موارد شاهد جنایت نیز هستیم.

از دیگر مفاسد اجتماعی که در این فعالیت ها می بینیم، ارتباط غیر مجاز جوانان با جنس مخالف و استفاده کردن از محیط آزاد افسار گسیخته برای عضو گیری است. یعنی سیستم توسط پسران برای دختران و توسط دختران برای پسران معرفی می شود و بعضاً دختران بدون پوشش شرعی و از ایجاد ارتباط عاطفی برای جذب جنس مخالف استفاده می کنند و در کلاس ها و کمپین ها که به صورت هفتگی یا ماهانه برگزار می شود، رعایت حدود شرعی نمی شود و متأسفانه اختلاط بین دختر و پسر وجود دارد، که خود منجر به بروز انحرافات و مشکلات عدیده ی اخلاقی و اجتماعی می شود.

این مواردی که ذکر شد پاره ای از مشکلات و ناهنجاری هایی است که در بازاریابی شبکه ای آن طور که این روزها شاهد هستیم یافت می شود. و وجود این موارد باعث می شود که مشارکت و همکاری با اینچنین شرکت هایی حرام و ناجایز باشد و تحصیل مال از این طریق، حرام و از گناهان کبیره می باشد.      

 

 

مشکل بازاریابی چند لایه -شبکه ای- چیست؟

"بگذار درباره یک موقعیت فوق العاده تجارت زیربنایی برایت بگویم"، و بعد شما به خانه ای دعوت می شوید برای یک "گفتگو". و از همان اول احساس بدی دارید، که احتمالا نوعی فریبکاری یا اهداف مخفیانه در میان است، "احتمالا یک سازمان بازاریابی چند لایه (MLM) باشد". اینطور فکر می کنید؟ آیا باید به غریزه خود اعتماد کنید؟ و آیاMLM ها مشکل خاصی دارند؟

این مقاله چهار مشکل اساسی MLM ها را بررسی خواهد کرد. این چهار مشکل عبارتند از: 1. اشباع بازار – 2. ساختار هرمی – 3. اخلاقیات و هنجارها – 4. مشکلات ارتباطی. به این ترتیب شما خواهید توانست احساستان در مورد MLM را مورد قضاوت قرار دهید.

 

1. اشباع بازار: یک مشکل ریشه ای

بازگشت به قواعد اولیه

در اکثر بحثهای تجاری، معرفی و بررسی اشباع بازار به نظر ضروری نمی رسد، اما این مسئله در مورد MLM ضروری است. متاسفانه وقتی احتمال موفقیت و ثبات یک سیستم MLMبه عنوان یک روش کارآمد و مناسب برای توزیع کالا مطرح می شود، تعقل و تفکر صحیح متوقف می شود! به نظر می رسد علت آن رویای یک شبه پولدار شدن باشد.

جدید و خلاقانه؟

MLM ها دیگر نمی توانند ادعا کنند جدید و خاص هستند، و با این روش خود را از قواعد رایج بازار و روش های متداول خرید و فروش کالا و خدمات مستثنی سازند. بارها تجربه شده اند، و در غالب موارد شکست خورده اند. بعضی از آنان علی رغم ارائه کالاهای فوق العاده و با کیفیت، به شدت ناموفق بوده اند.

ارائه روشهای ابتکاری در بازاریابی و تجارت چیز عجیب و نادری نیست، همانگونه که شرکت  Wal-Mart با یافتن روشی موثر و سودآور برای توزیع کالا و خدمات ، منافعی پایدار و مناسب به سهامداران، کارمندان، توزیع کنندگان و مصرف کنندگان عرضه کرد. اما در مورد MLM اینگونه نیست، و پس از 25 سال تلاش های بیهوده و شکست خورده، وقت آن رسیده است که علل ناکارآمدی این سیستم را بررسی کنیم.

اما بعضی افراد در MLM درآمد خوبی به دست می آورند!

برای توضیح این مسئله، ما اول مکانیزم حرکتی MLM ها را بررسی خواهیم کرد، به صورت تفصیلی نشان می دهیم که چگونه طبیعت این سیستم ناکارآمد و بی ثبات است، و طراحی آن به گونه است که بازار را بدون این که کسی متوجه شود اشباع می کند. سپس توضیح می دهیم که چرا MLM ها هیچگاه نمی توانند مانند شرکتهای واقعی در دنیای واقعی به درآمدزایی برسند، آنگونه که شرکتهای معمولی در دنیای واقعی می توانند، و در نتیجه این سیستم به شکل کلی حتی در تئوری نیز نمی تواند برای تمام اعضای آن سودآور باشد. وقتی سرنوشت اجتناب ناپذیر این سیستم فرا می رسد، تنها درآمدی که ایجاد می شود، نه از کالاها یا خدمات ارائه شده، بلکه از ضرری است که اعضای پایین تر در این سیستم داده اند.

در این مرحله سیستم های MLMتبدیل به روشی برای سوءاستفاده می شوند، و به همین دلیل بسیاری از شرکت هایی که این سیستم را تبلیغ می کنند، تعطیل شده، مدیرانش به زندان افتاده، و به دلیل عرضه فریبی به نام "موفقیت غیر ممکن" مجازات شده اند. شرکت های بزرگتر با استفاده از وکلای بانفوذ و قدرتی که دارند معمولا نجات پیدا می کنند، و از مجازات می گریزند، و حتی گاهی در مورد بودجه ای که برای جلوگیری از پیگرد قانونی اختصاص داده اند داد سخن می دهند!

و بازنده حقیقی توزیع کننده بدشانس پایین هرم است. هنگامی که این مسئله واضح می شود و ویدئوهای تبلیغاتی و کنفرانسهای MLM تاثیر خود را از دست می دهند، مردم نسبت به کل سیستم دیدگاه بدی پیدا می کنند.

پس، در پاسخ به سوال مطرح شده باید گفت: بله، MLM می تواند درآمد زا باشد، اما سوال این است که آیا این درآمد به صورت قانونی به دست می آید، یا از طریق یک کلاهبرداری ساده و فریب دهنده؟ و وقتی نشان دهیم که این سیستم از اساس به دلیل طراحی نامناسب محکوم به شکست است، پاسخ گزینه دوم خواهد بود.

حال باید ببینیم این اتفاق چگونه رخ می دهد، و ببینیم آیا وقوع آن اجتناب ناپذیر است؟

محکوم به شکست به دلیل ساختار نامناسب؟

اولین سوال این است: آیا هر شرکتی که روش MLM را برای بازاریابی انتخاب کند، قطعا شکست خواهد خورد و به روشی برای کلاهبرداری و سوءاستفاده تبدیل خواهد شد، حتی اگر محصول بسیار خوبی ارائه کند؟

برای رسیدن به پاسخ صحیح، باید یک مبحث واضح و بدیهی را مجددا بازبینی کنیم، و نشان دهیم که یک سیستم تجاری باید مواظب باشد استخدام افراد، عرضه کالا یا توسعه یک بازار را از حد اشباع بالاتر نبرد.

دنیای واقعی

هر سیستم تجاری باید با دقت به میزان عرضه و تقاضای بازار توجه داشته باشد. برای مثال اگر شرکت Revo -یک شرکت مشهور تولید عینکهای آفتابی- پیش بینی کند که در تابستان آینده یک مدل خاص از عینک های آفتابی به مد روز تبدیل خواهد شد، و تقاضای بسیار خواهد داشت، باید مقدار مشخصی از این مدل را برای تولید پیش بینی و تعیین کند -فرض کنیم 10 میلیون عینک-. این مسئله یعنی آماده سازی کارگاه های تولیدی، ایجاد شبکه های توزیع و فروش، و مدیریت انبار و محصول در تمام درجات توزیع، به شکلی که شرکت اعتبار خود را میان توزیع کنندگان، فروشگاه ها و مردم حفظ کند.  اگر در تابستان بعدی تقاضا برای محصولات شرکت زیاد باشد، و در اوایل تابستان محصول مورد نظر به پایان برسد، نتیجتا در محاسبه و پیش بینی اشتباه صورت گرفته، و سودی سرشار از دست رفته است. اما اشتباه خطرناک تر وقتی است که میزان تولید از میزان تقاضا بسیار بیشتر باشد. اگر شرکت 10 میلیون عینک تولید کند، و تنها 2 میلیون به فروش برساند، این می تواند به معنای ورشکستگی Revo باشد.

نکته واضح و بدیهی در این مثال، این است که مدیریت عرضه و تقاضا، و بررسی واقع گرایانه میزان نفوذ محصول در بازار و حد اشباع آن، از ضروری ترین اصول یک تجارت موفق هستند. مدیریت نادرست میزان عرضه و تقاضا می تواند تمام جنبه های مثبت کار مانند دسترسی به بازار مناسب، کیفیت بالای محصول و طراحی قوی و... را تحت الشعاع قرار دهد. به بیان ساده، شکست خوردن در تعیین دقیق عرضه و تقاضا اگر باعث اشباع بازار شود، می تواند یک شرکت تجاری را ویران کند.

متغیرهای بازار و پایان جنگ سرد

جالب توجه است که مشکل تنظیم عرضه و تقاضا همان چیزی بود که باعث به زانو درآمدن اتحاد جماهیر شوروی شد. حکومت شوروی تلاش می کرد به صورت ساختاری و کلی میزان عرضه را مدیریت کند، به این صورت که بوروکراتها میزان تقاضا برای هرگونه کالا و مایحتاج مردم را تعیین می کردند. تلاش آنان برای تعیین صحیح و مناسب میزان عرضه و تقاضا -حتی اگر خیرخواهانه و مخلصانه بوده باشد- کافی و مناسب نبود. معمولا اشتباه می کردند، و نتیجه آن اشباع بازار در برخی مناطق، و کمبود محصول در مناطق دیگر بود، و در پایان به یک ورشکستگی اقتصادی عظیم منجر شد.

بررسی شکست تاسف بار شوروی سابق از نظر اقتصادی، می تواند به روشن ساختن مشکل ریشه ای MLM ها یاری رساند. در دنیای واقعی، میزان سود یک شرکت مستقیما به مهارت و تجربه "دستی" است که دستگیره مقدار عرضه را کنترل می کند. در شوروی سابق، آن "دست" نمی توانست به دقت و سرعت لازم واقعیتهای بازار را درک کرده و میزان عرضه و تقاضا را تنظیم کند.

در سیستم های MLM، وضع به مراتب بدتر است، چرا که اصلا دستی وجود ندارد! در شوروی سابق علی رغم مدیریت نادرست و شکست وحشتناک، حداقل کسی وجود داشت که تلاش می کرد میزان عرضه و تقاضا را بررسی و تعیین کند. اما در MLM وضع کاملا متفاوت است. نه تنها کسی وجود ندارد که میزان عرضه و تقاضا را تنظیم کند، بلکه این سیستم از ریشه طوری طراحی شده است که از حد اشباع عبور کرده و به عرضه ادامه دهد، تا جایی که ویران شود و هیچ بوروکراتی نیز متوجه آن نخواهد شد!

MLM مانند قطاری است که بدون ترمز، و بدون راننده با حداکثر سرعت به سمت ایستگاه در حرکت است.

"همه می خواهند این محصول را خریداری کنند!"

همه کالاها و خدمات ارائه شده در بازار، دایره نفوذ محدود و مشخصی دارند. برای مثال، میران مشخصی از مردم مایلند از سرویس های دریافت تخفیف استفاده کنند، و این مسئله را می توان با نگاهی به تجارت موفق اما محدودCharles Schwab درک کرد. همه مردم مایل نیستند عضو یک باشگاه تخفیف مشخص شوند، یا طلا بخرند، یا مدل مشخصی از کفش را بپوشند، و... . هیچ کس در دنیای واقعی تجارت برای ادعای بازاریابان MLM ارزشی قائل نیست، وقتی می گویند که میزان تقاضا برای کالای آنان نامحدود است!

مشکل عرضه در ویجت ها و MLM ها

تصور کنید محصول جدیدی –مثلا یک ویجت(دستگاه الکترونیکی)- وارد بازار شده است که با قیمت 100 دلار عرضه می شود –یک قیمت ثابت-. اگرچه ممکن است این کالا برای همه مصرف کنندگان قابل استفاده باشد، اما مطمئنا همه آن را نخواهند خرید. برخی مایل نیستند یک محصول جدید را تجربه کنند، برخی به برندهای موجود در بازار وفادار می مانند، برخی به دنبال محصولی با قیمت کمتر، و برخی دیگر به دنبال محصولی با قیمت بالاتر و پرستیژ بیشتر خواهند بود. به این دلایل و دهها دلیل دیگر، آن ویجت مورد نظر تعداد X دستگاه فروش خواهد داشت.

سوال مهم برای تاجران این است که آن X چقدر است، و چگونه می توان آن را به درستی پیش بینی کرد تا به سود بیشتر دست یافت؟ این حقیقت که پیش بینی و محاسبه دقیق آن X مورد نظر دشوار است، وجود آن را نفی نمی کند، و هر ویجتی که بدون توجه به آن X و بیشتر از مقدار آن تولید شود، به مشکلی برای سازندگانش تبدیل خواهد شد. وقتی بازار تنها X دستگاه ویجت به قیمت 100 دلار نیاز داشته باشد، با ویجت های اضافی که تولید شده اند، و افرادی که برای توزیع و فروش آنها استخدام شده اند چه خواهید کرد؟

هیچکس نمی تواند X را دقیقا پیش بینی کند، و وضعیتی که معمولا در بازار وجود دارد، هرگز به سادگی مثالی که اینجا مطرح شد نیست. اما هدف تجار این است که تا حد امکان X را پیش بینی کرده، و در نتیجه به تمام طرفهای درگیر در سیستم تجاریشان سود برسانند،  موقعیت های تجاری خوب را از دست ندهند، و باعث شکست و هدر رفتن زحماتشان نشوند.

روش پیش بینی و برآورد در MLM: نادیده گرفتن هدف

چه کسی در یک سیستم MLM مسئول پیش بینی و محاسبه نقطه اشباع بازار –یا همانX- است؟ نکته جالب همینجاست که در سیستم های MLM، نقطه مورد نظر فرا می رسد و می گذرد، و بازار اشباع می شود، بدون این که کسی متوجه شود، یا اصلا اهمیتی داشته باشد.

فرض کنیم امروز در یک سیستم MLM عدد X فرا رسیده باشد، یعنی تعداد پیش بینی شده از کالای مورد نظر به فروش رسیده باشد، و شما یک جوان امیدوار جویای کار در یکی از کنفرانس های همان سیستم MLM باشید. آیا کسی در سازمان مورد نظر از وضعیت X باخبر است؟ آیا برای کسی مهم است؟ یا اینکه این مسئله بخاطر انگیزه ها و دلایل دیگر فعلا نادیده گرفته می شود؟ از آنجایی که در فرض ما بازار به نقطه اشباع رسیده است، هر کسی که از این لحظه به بعد وارد این سیستم MLM شود، فریب یک وعده پوچ را خورده است. اما مطمئنا سخنران شما در کنفرانس، در مورد نقطه اشباع صحبتی نخواهد کرد، و قطعا شما را تشویق می کند در MLM مورد نظر عضو شوید. طبعا وعده های سخنران شما فریبی بیش نیست، اگر چه ممکن است خود او هم از آن بی خبر باشد! بازار به نقطه اشباع رسیده و هیچ کس متوجه نشده است. تمام بازایابان و توزیع کنندگان از این لحظه به بعد ضرر خواهند کرد. آیا ممکن است چنین وضعیتی برای شما نیز پیش آید؟ چگونه می توانید مطمئن باشید یک روز همان سخنران دروغگوی کنفرانس MLM نیستید؟

ترکیدن یا سقوط!

شاید یک مدل بهتر برای نشان دادن عملکرد MLM این باشد: یک بالن پر شده از هلیوم که در اتاقی با سقف پر از میخ رها شده است، و کیفیت محصول معادل مقدار هلیوم است. هر چقدر کیفیت بیشتر باشد، بالن سریعتر بالا رفته و زودتر به میخ ها برخورد خواهد کرد، و وقتی کیفیت محصول بسیار پائین باشد، بالن قدرت بالا رفتن نداشته و سقوط می کند! باید توجه داشت که در چنین حالتی توازن وجود ندارد، مگر به صورت تصادفی، و آن هم برای مدتی کوتاه. MLM ها به صورت طبیعی ناپایدار هستند. هر شرکتی که این روش را برای تبلیغ محصولاتش انتخاب کند، یا سقوط می کند، و یا خواهد ترکید!

MLM ها در مقابل دنیای واقعی

سوال ساده ای که باید پرسیده شود این است: اگر این محصول یا سرویس اینقدر عالی و با کیفیت است، چرا از طریق روشهای رایج بازاریابی عرضه نمی شود؟ چرا باید به روش خاص و غیر عادی مانند MLM در اختیار مردم قرار گیرد؟ چرا همه بازاریابهای این محصول باید تا این حد بی تجربه و تازه کار باشند؟! آیا محصول مورد نظر پوششی برای یک کلاهبرداری هرمی نیست؟ بعدا در این مورد بیشتر خواهیم گفت.

از توزیع قراردادی و محتاطانه، تا هرج و مرج

تصور کنید شرکت ساندویچ فروشی زنجیره ای "وندیز" ناگهان دچار این وسواس شود که همه مردم باید ساندویچ بخورند، و 4 شعبه از وندیز را در 4 سوی یک چهارراه در محله شما تاسیس کند. چه کسی از این حرکت نفعی می برد؟ مصرف کننده؟ طبعا خیر. مسئولین شعبه ها؟ همه آنها ضرر خواهند داد. شرکت وندیز؟ شاید موقتا، با فروش محصولات تا زمانی که همه شعبه ها تصور کنند می توانند درآمدی داشته باشند. اما در دراز مدت، حباب فروش موقت ترکیده و ضرردهی آغاز می شود. حتی بی دقت ترین و ضعیف ترین شرکتهای تجاری نیز با چنین روشی تجارت خود را توسعه نمی دهند. به همین خاطر است که توزیع کنندگان و نمایندگی ها در دنیای واقعی به صورت قراردادی منطقه تحت پوشش خود را محصور می کنند.

باز هم تکرار می کنیم، که حتی موفقترین محصولات تجاری نیز نفوذ محدود و معینی در بازار خواهند داشت. همین مسئله در مورد خدمات نیز صدق می کند. تقاضا و سهمیه بازار محدود هستند، و بی توجهی به این دو عامل می تواند ویران کننده باشد.

با این توضیحات، چرا مبلغین سیستم های MLM این مسئله را پنهان می کنند؟ چه کسی مسئول کنترل و مدیریت میزان عرضه، و بررسی مقدار مورد نیاز کالا در میان همه توزیع کنندگان است، تا از این طریق موفقیت همه طرفهای موجود در این سیستم تضمین شود؟ واقعیت این است: هیچکس!

اگر تلاش کنید مدلی از نحوه کار سیستم های MLM تهیه کنید، این مسئله را به واضح ترین شکل ممکن خواهید دید. به همین دلیل است که MLM هرگز به درستی عمل نخواهد کرد، حتی در تئوری!

ماشین دوشیدن مردم!

نیروگاه چرنوبیل یک سیستم کنترل داشت که از کار افتاد و فاجعه به بار آورد. MLM ها هیچگونه مکانیزم کنترلی ندارند.

دکمه ای که بتوان پس از استخدام شدن بازاریاب های کافی در یک سیستم MLM فشار داد و کار استخدام را متوقف نمود کجاست؟ در یک شرکت معمولی مدیر شرکت خواهد گفت:"کافی است. از این مرحله استخدام را متوقف کنید". اما در MLM هیچ راهی برای انجام دادن چنین کاری وجود ندارد. این سیستم یک ماشین "دوشیدن" انسان است، که هیچ نوع دکمه خاموش سازی ندارد. طراحی این سیستم آن را غیر قابل کنترل ساخته است، و چرخ دنده های آن پول، وقت، اعتبار و انرژی انسانهایی پاک نیت که تنها برای کسب درآمدی مناسب عضو این سیستم شده اند را می بلعد! بهتر است از ابتدا از این هیولا دوری کنید.

به سادگی باید گفت هیچ راهی وجود ندارد که مکانیزم ناکارآمد داخلی MLM اصلاح شود. اگر شرکتی تصمیم بگیرد محصولاتش را به این شیوه عرضه کند، در نهایت افراد مازاد بر نیاز زیادی را استخدام خواهد کرد.

در نتیجه، تنها مانع در سر راه MLM ها، خسارت های اجتناب ناپذیر و در ادامه اعتبار مخدوش شده شرکت است، وقتی آنگونه که طراحی شده است عمل می کند، و شکست می خورد. دیر یا زود باید بپذیریم که سرزنش کردن این شرکت یا آن شرکت MLM بی فایده است، و خود این سیستم از ریشه ناکارآمد و ویرانگر طراحی شده است.

 

2. ساختار هرمی: یک مشکل سازمانی

ناهرم!

برای بیشتر سیستم های MLM کالای ارائه شده تنها یک نکته انحرافی است تا کسی متوجه روش اصلی کسب درآمد نشود. کسی که با MLM ها آشنایی داشته باشد، مبحث قبلی – که بر این مسئله تمرکز داشت که MLM ها از ریشه ناکارآمد هستند، و با اشباع بازار، مردمی را که می خواهند محصول را به شکل قانونی به فروش برسانند در وضعیت نامناسبی قرار می دهند- برایش بی ارتباط به اصل مشکل جلوه خواهد کرد. محصول مورد نظر ممکن است کیفیت بالایی داشته باشد، و ممکن است روزی بازار را اشباع کند، اما اگر جدی تر به موضوع نگاه کنیم، محصول ارائه شده دلیل اصلی عضویت در یک سیستم MLM نیست. اگر اینگونه بود مطمئنا همین کالا به شیوه معمولی و رایج در بازار مورد توجه قرار گرفته و عرضه می شد. محصول مورد نظر تنها یک بهانه است برای قانونی نشان دادن موتور اصلی کسب درآمد در MLM ها.

ما همه ناخودآگاه می دانیم در سیستم های MLM چه می گذرد، اما از واژه "هرمی" نباید استفاده کنیم!

می گویند: "ببین، اگر بتوانی ده نفر را قانع کنی که همه به این محصول احتیاج دارند –با وجود اینکه کسی این محصول و مشابهات آن را در بازار خریداری نمی کند- و آن ده نفر هم هر کدام ده نفر دیگر را متقاعد کنند، و به همین ترتیب جلو برویم، می توانی درآمد خوبی به دست آوری. تا زمانی که محصول را به افرادی بفروشی، کار تو کاملا قانونی است". شاید اینطور باشد...

ولی روش کسب درآمد در این سیستم مطمئنا از طریق فروش بیشتر محصول نیست،چرا که اگر چنین بود، قبل از این هم مردم به این محصول توجه نشان داده و برای خرید آن در بازارهای معمولی اقدام می کردند. نکته اصلی در این سیستم جذب کردن افرادی است که آنان نیز افرادی را جذب کنند و همه رویای پولدار شدن داشته باشند.

ریاضی و عقل سلیم!

سیستم های MLM از طریق توسعه هندسی رشد می کنند. به این ترتیب که شما ده نفر را جذب سیستم می کنید، و آن ده نفر هم هر کدام ده نفر را جذب می کنند، و این مسئله ادامه پیدا می کند. این سیستم غالبا به صورت یک قالب درختی نشان داده می شود –نگوییم "هرمی"!- با موانع و تبصره ها در مراحل مختلف.

مشکل در اینجا یک حساب ساده و استفاده از منطق و عقل است. تنها در مرحله سوم از این سیستم، هزار بازاریاب عضو آن هستند. در مرحله ششم، این تعداد به یک میلیون نفر بازاریاب می رسد، که تصور می کنند می توانند با فروش این محصول کسب درآمد کنند، اما به چه کسی؟! تمام شهر عضو سیستم هستند! و MLM تنها در حال گسترش است. فکر کنید به تمام آن میتینگ ها و رویاهایی که به مردم ساده دل عرضه می شود، و امیدهای بیهوده ای که در آنان ایجاد می شود، وپول هایی که هدر می دهند.

MLM شکست می خورد؟ یا امکان ندارد شکست بخورد؟!

هیچ چیز مانند بحث قبلی یک طرفدار متعصب MLM را برآشفته نخواهد کرد. وقتی به آنان این نکته واضح را یادآور شوید، که اگر تبلیغات یک میتینگ در شرکت آموی (Amway) حتی در حد متوسطی دقیق بود، در عرض 18 ماه این شرکت از مجموع تولید ناخالص ملی ایالات متحده آمریکا بزرگتر می شد، آنان به این شیوه پاسخ می دهند: "طبعا چنین چیزی معقول نیست. همه اعضای یک MLM موفق نمی شوند، و در نتیجه بازار هرگز اشباع نمی شود".

کدام یک درست است؟ آیا ما در MLM آدم های برنده را استخدام می کنیم تا تجارتی واقعی داشته باشیم، یا طراحی سیستم به شکلی است که از همان شکست خورده های آن که فریب اعتماد به نفس ما را خورده اند کسب درآمد می کنیم؟

در هنگام تبلیغ برای سیستم، هرکسی می تواند آن را کارآمد نشان دهد. "این موقعیتی است که در تمام عمر یک بار پیش می آید"، یا "فقط یک حساب سرانگشتی انجام بده تا متوجه شوی". اما وقتی بحث اشباع اجتناب ناپذیر بازار و ضررهایی که بسیاری از اعضا متحمل می شوند مطرح شود، به شما خواهند گفت: "طبعا این اتفاق نخواهد افتاد". "اکثر اعضا شکست خواهند خورد"، "اما نه شما، آقای محترم! شما یک برنده هستید، من این را در چشمانتان می خوانم"!

اگر شما یک عضو جدید خوش بین و بلندپرواز باشید، MLM همانگونه که تبلیغ می شود رشد خواهد کرد، اما اگر آدمی منطقی و کمی بدبین هستید، طبعا به شما خواهند گفت که همه موفق نمی شوند و رشد سیستم به این سادگی نیست!

البته گفتگو غالبا به این مرحله نمی رسد. این واقعیت که MLM تنها خیزی دیوانه وار به سمت اشباع بازار است، بلافاصله با تهمت بدبینی و منفی بافی رد می شود. بازاریاب های باتجربه MLM می دانند چگونه بحث را با مقایسه کردن، طنز، شهود عینی یا روشهای دیگر منحرف کنند.

راه حل جدید: MLM عقب مانده

بعضی از مدل های جدیدتر MLM سعی می کنند با محدود کردن تعداد افرادی که هر عضو می تواند زیر پوشش بگیرد –برای مثال محدود کردن به 4نفر-، مشکل اشباع بازار را حل کنند. اما مشکل توسعه هندسی بجای خود باقی است. فقط مکانیزمی که به فروپاشی سیستم منجر می شود، کمی آهسته تر عمل خواهد کرد. و مشکلی که اضافه می شود، بیشتر شدن لایه های غیر ضروری و بی فایده در سیستم است.

ادعای اینکه سیستم های MLM تنها نوعی استفاده از افراد عادی در کانال های توزیع کالای تجارتی هستند، در این حالت عجیب تر است. تصور کنید کالایی را در دنیای واقعی خریداری می کنید، و مجبور هستید هزینه ها و درصدهای بیشتری به پنج یا ده لایه توزیع غیر ضروری و بی فایده پرداخت کنید. آیا چنین روشی موثر خواهد بود؟این لایه های اضافی توزیع چه ارزش و سودی برای مصرف کننده خواهند داشت؟ آیا شرکتی با چنین سیستمی می تواند مدت زیادی در دنیای واقعی دوام بیاورد؟

مردان اعتماد به نفس دهنده، و سیستم هرمی سایه

تکنیک استفاده از کلاهبردارانی که یک ایده احمقانه ار از طریق منحرف کردن فکر، طعمه گذاشتن یا تحمیل شخصیت قوی به طرف مقابل خوب و دارای پتانسیل جلوه می دهند، از قدیم رایج بوده است. قربانی این تکنیک به یک نقشه ناقص و ناکارآمد اعتماد می کند، و کلاهبردار در مقابل دادن اعتماد، پول قربانی را به جیب می زند! سیستم های MLM در اعتماد سازی کاذب بسیار ماهر هستند.

از آنجایی که دیر یا زود عقل سلیم انسان را متوجه می کند که MLM ها محکوم به شکست هستند، طبعا روحیه افراد در آن مرحله تضعیف شده و ناامید می شوند، اما همین مرحله ناامیدی نیز می تواند مورد سوءاستفاده قرار گیرد. وقتی تردیدها در مورد این که MLM واقعا می تواند آنچه وعده داده شده بود را محقق سازد، بیشتر می شود، می توان با استفاده از استیصال ایجاد شده، روحیه قربانیان را کاملا بر خلاف منطق و عقل سلیم بالا نگه داشته و سود بیشتری برد.

اینجاست که یک سیستم هرمی سایه با برگزاری سمینارها، و ارائه کلیپ ها و نوارهای روحیه دهنده ایجاد می شود. قربانیان باز هم تشویق می شوند که حتما از این محصولات استفاده کنند، تا موفقیت به آنها رو کند، و بیشتر و بیشتر برای موفقیت هزینه کنند. این هرم های در سایه، باز هم بیشتر از اعضایی که بی توقف سیستم را به سمت اشباع و ورشکستگی می برند سوء استفاده می کند. هرچه بیشتر شکست بخورند، بیشتر به راهنمایی انسان های موفق بالای سرشان نیاز دارند!

در واقع، MLM ها ابتدا با دریافت مبلغی برای عضویت در سیستم بازاریابی سود می برند، و سپس با ایجاد اعتماد به نفس در میان قربانیان بی گناهشان آنان را بیشتر مورد سوء استفاده قرار می دهند.

پیشنهاد کاری ویژه در MLM: پیشنهادی شکست خورده

آیا یک انسان منطقی که از حقایق آگاهی دارد، ممکن است به بازاریابی برای یک محصول یا سرویس مشغول شود، وقتی بداند که از ابتدا قرار است استخدام بازاریاب برای فروش آن محصول بیش از حد لازم باشد؟!

شما چه فکر می کنید؟ آیا این یک موقعیت خوب تجاری است، یا نسخه ای برای یک مصیبت جمعی؟!

در این حالت، به شما خواهند گفت: زودتر بجنب و از بقیه جلوتر باش! این منطق همان منطقی است که در شورش های خیابانی لوس آنجلس کاربرد دارد! اگر سیستم تجاری یک شرکت به گونه ای باشد که سود به دست آمده پس از مدتی متوقف شده و شکست بخورد، تنها راه حل کسب درآمد از آن، سوء استفاده از دیگران و غارت اموال آنان است، تا زمانی که امکانش وجود دارد.

سود حاصل برای کسانی که در بالای سیستم هستند از کجا می آید؟ از آن بیچاره ای که در پایین ضرر کرده است! همانطور که در همه سیستم های هرمی چنین است. محصول ارائه شده می تواند هر چیزی باشد، اما نتیجه همیشه یکی است.

اگر بخواهید در MLM درآمد خوبی کسب کنید، تنها نکته مهم این است که تا وقتی فرصت هست از دیگران سوء استفاده کنید!

3. وجدان و اخلاقیات: مشکل حرص و طمع

معمای اخلاقی: چیست که همیشه وجود دارد، و نزد همه جهانیان محکوم است؟

اگر چه بحث در مورد مسائل مربوط به وجدان و اخلاق ساده نیست. اما در میان همه ادیان فراگیر و ملتها و فرهنگها، مادی گرایی و آزمندی اخلاقی مذموم و محکوم است. معنای این ادعا این نیست که مردم مادی گرا یا حریص نیستند. بلکه برعکس، این همه سخن گفتن در مذمت این عادت، نشان می دهد که انسان های زیادی به آن مبتلا هستند.

بسیاری از مردم، چنین تصوری به این معناست که اگر می خواهید مادی گرا یا حریص باشید، حداقل آن را در ظاهر نشان ندهید! به همین دلیل جاده مدیسون –اشاره به شرکتهای تبلیغاتی که در این جاده در نیویورک متمرکز هستند- راههای ساده و دقیقا کار شده ای دارند که این گناهان را جذاب و خوب جلوه دهند، و تا وقتی مادی گرایی و حرص و طمع پوشیده باشد، مردم نیز چندان اهمیتی نمی دهند. اگرچه این خودپسندی و دورویی تاسف آور است، اما وضع موجود همین است. در نتیجه شرکتهای تبلیغاتی در تلاش هستند تا حد امکان صادق جلوه کرده، چنین وانمود کنند که طمع و مادی گرایی غریزی ما را تحریک نمی کنند.

علاقه آشکار به مادی گرایی و آزمندی

در مورد MLM ها اینگونه نیست. هر بروشور یا فیلم تبلیغاتی که در مورد این سیستم مشاهده کنید، احتمالا تبلیغ آشکار و بیمزه مادی گرایی را در آن خواهید یافت. این رفتار حتی برای مادی گراهای سرسخت هم گستاخانه است. غالبا از جاذبه "رویای آمریکایی" استفاده می شود. تصویری از یک خانه بزرگ و نوساز، اتومبیلی مدرن، یک قایق تفریحی یا زوجی جذاب که در حال سوار شدن بر یک جت شخصی هستند!  اگر چه این مسئله بخشی اجتناب ناپذیر و اساسی در سیستم های MLM نیست، اما غالبا وجود دارد.

چنین تبلیغات شفاف و واضحی برای مادیات قاعدتا باید مردم را به شک بیندازد. "چرا طعمه گذاشتن؟ آیا هدفشان این نیست که احساسات مرا تحریک کنند تا عقلم را از کار بیندازند؟! بهتر نبود مردمی را نشان می دادند که کارهای مفیدتر و انسانی تری با درآمدشان انجام می دهند؟" اگر این واقعا یک سیستم تجاری قانونی و کارآمد است، چرا در مورد بازار آن و محصول یا خدمات ارائه شده تبلیغ نمی شود، و بجای آن مردمی که در تجملات زندگی می کنند نمایش داده شده اند؟

اما ما که تا اینجای بحث را خوانده ایم، می دانیم که چرا این تبلیغات انحرافی لازم است. طمع لگام گسیخته، قضاوت انسان را مختل می سازد. وقتی چشمان انسان به تجملات و مادیات خیره می ماند، عقل سلیم جایی ندارد.

جدا از غیر محترمانه و بیمزه بودن اینگونه تبلیغات، قاعدتا چنین مسائلی نباید برای اعضا مهم باشد. اما به خاطر داشته باشید که همه شرکتها باید نحوه ارائه خدمات و محصولاتشان به عموم را در کنترل داشته باشند. در نتیجه، MLM ها حق دارند و موظف هستند کالاهای خود را به درستی به مردم معرفی کنند. در غیر این صورت هر بازاریابی می تواند آنگونه که دوست دارد شرکت را معرفی کند، نه آنگونه که هست، و چنین روشی طبعا مشکل ساز خواهد بود. از سوی دیگر، برای اینکه ایده تک تک افراد برای تبلیغات مورد بررسی قرار گیرد و تایید شود، وقت بسیار لازم است، و در نتیجه استفاده از بروشورها و دیگر روشهای تبلیغاتی آماده و از پیش طراحی شده روش ساده تر و راحت تری است. این یکی از مباحث بدیهی "کنترل کیفیت داده ها" است.

خلاصه این که بازاریاب یک سیستم MLM، طبعا از بروشورها و کلیپ های تبلیغاتی از پیش آماده شده توسط شرکت متبوعش استفاده می کند.

"نه، من هرگز تا آن حد از نظر اخلاقی سقوط نخواهم کرد"!

در سال 1991، بعضی از توزیع کنندگان شرکت MLM FUND AMERICA شروع به تهیه محصولات تبلیغاتی شخصی برای جذب اعضا کردند. این اعضا بعد از مدت کوتاهی اخراج شدند، و از آنجایی که بسیاری از آنان از اولین اعضای این شرکت به شمار می رفتند، شدیدا معترض بودند. مدتی بعد در همان سال، بنیانگذار اصلی شرکت بازداشت شد، چون 90% از درآمد خود را از طریق استخدام بازاریاب ها به دست می آورد، و به این ترتیب شرکت وی عملا تفاوتی با شرکت های هرمی نداشت.

موقعیت شغلی: فروشنده گناه!

آیا مایل هستید در تبلیغاتی که آشکارا با باورهای شما مغایرت دارد شرکت داشته باشید؟

در بیشتر سیستم های MLM شما انتخاب دیگری ندارید. باید در میتینگ ها و کنفرانس های متعدد حضور پیدا کرده، و یاد بگیرید که دوستان و نزدیکان خود را برای شنیدن و پذیرش تبلیغات سیستم مورد نظر قانع سازید. این روش کاشتن و رویش "رویا" است، و باید به آن عادت نمایید.

اگر شما خود یک مادی گرا باشید، تنها نیازمند تحمل ادبیات گستاخانه تبلیغات هستید. اما اگر دوست نداشته باشید چنین ایده هایی را ترویج کنید، و آن را گناه می دانید، مطمئنا وارد یک تضاد اخلاقی خواهید شد. آیا دوست دارید فروشنده مادی گرایی باشید؟!

نبود کنترل کیفیت داده ها: انگیزه ای برای سیستم های MLM؟

روی دیگر سکه در بحث اجباری بودن استفاده از تبلیغات ثابت شرکت های MLM، این است که این سیستم های حداقل سست و بدون کنترل هستند. این یکی از علتهای جذاب بودن این سیستم هاست. همه می توانند آقای خودشان باشند.

اما در عمل، این روش می تواند به تبلیغات احمقانه و اغراق آمیز در مورد محصول منجر شود، که برخی فریبکارانه و برخی حتی خطرناک هستند.

لاف زدن و اغراق از نتایج بدیهی MLM هاست. وقتی بازاریاب های بی تجربه در بازار رها می شوند تا بدون نظارت و مدیریت و با کمیسیون بالا به تبلیغات بپردازند، چرا باید اتفاق دیگری بیفتد؟

از آنجایی که سیستم هایMLM معروف به ناگهانی و زودگذر بودن هستند، شاید تعجب آور باشد که چرا شرکت ها چنین روشی را برای بازاریابی انتخاب می کنند. یکی از علتهایی که می توان در نظر گرفت، این است که یک سیستم MLM می تواند به سادگی و با استفاده از تبلیغات زبانی، پژوهش های مبهم و نامعلوم "دانشمندان"، تاییدیه های دروغین یا تحریف شده، شایعات و دیگر فریبکاری ها، کمیسیون تجارت فدرال آمریکا –یا سیستم های کنترلی مشابه- را دور بزند، و برای محصولاتی تبلیغ کند که در دنیای تجارت واقعی هرگز شانسی برای تایید شدن و به فروش رسیدن ندارند.

در واقع، MLM ها تبدیل به جای دنجی برای محصولاتی شده اند که هیچ راه دیگری برای فروششان وجود ندارد. MLM روشی است برای کسب اعتبار و رواج کاذب، با سوء استفاده از دوستی ها و روابط احساسی مردم، و تحت پوشش "شبکه". این مشکل بنیادی اخلاقی MLM ها در بخش های بعدی بیشتر مورد بحث قرار خواهد گرفت.

روش های تبلیغ در MLM: شایعه، افترا، بدنام کردن رقبا

اغراق کردن در در سیستم های MLM تنها به کیفیت محصول محدود نمی شود. وقتی بازاریابهای سیستم وارد رقابت تجاری می شوند، رفتارهای به مراتب زشت تری نشان داده می شود. بعضی از گستاخانه ترین و زشت ترین شایعات تاریخ تجارت معاصر به MLM ها مرتبط است. در سالهای اخیر شایعه ای در سطح جهان منتشر شد که مدیر یکی از شرکتهای بزرگ تجاری جهانی شیطان پرست است، و علامت تجاری شرکت وی حاوی آرم های شیطانی و فرقه ای است. پس از بررسی مشخص گردید که این شایعه با اهداف تجاری ساخته شده، و سرنخ های مختلف آن را به برخی بازاریاب های شرکت AmWay مرتبط ساخت! این افراد در سال 1991 تحت پیگرد قرار گرفته مجازات شدند، اما این شایعه تاکنون نیز رایج است. به نظرتان چند درصد از تبلیغات منفی بازاریاب های MLM در مورد دیگران دروغ یا اغراق است؟ البته تمام دروغ ها و شایعاتی که در MLM ها ساخته می شوند در حد مثال ذکر شده وحشتناک و مخرب نیستند، اما این سیستم به قدری شایعات مشابه تولید می کند که پیگیری همه آنها بسیار مشکل است.

باز هم باید پرسید: چه توقعی از فروشندگان بی تجربه ای که بدون هیچ کنترل و مدیریتی، با کمیسیون بالا به بازاری اشباع شده فرستاده می شوند باید داشت؟

اگرچه تبلیغات منفی خاص شرکتهای MLM نیست، اما این سیستم تاریخ پرباری از ساده لوحی، و قبول شایعات و دروغها به عنوان حقایق دارد! بالاخره کسی که این شایعات را پخش می کند، دوست شماست!

دروغگویی در مورد افراد یا گروه ها، افترا به شمار می رود. افترای سیستماتیک و همراه با سوء نیت در بیشتر کشورها جرم است. افترا در کتاب مقدس مسیحیان هم ردیف قتل نفس و زنا ذکر شده است. چگونه می توانید تشخیص دهید که افترا می زنید یا نه، وفتی هر آنچه را در یک کنفرانس MLM شنیده اید بازگو کنید؟!

مردان بزرگ؟

یک رفتار رایج دیگر در سیستم های MLM که بنیادی نیست، اما در این سیستم ها همه گیر شده است، تبدیل رهبران این سیستم ها به بت ها و قهرمانانی بزرگ است.

در شرکت FUND AMERICA محصولات تایید شده توسط شرکت، موسس آن را به عنوان فردی بزرگ معرفی کرده، عمق مهارت های مدیریتی وی را به تصویر می کشیدند، و تصاویر هنری مختلف از وی نشان می دادند. طبعا در مقابل چنین مرد بزرگی که تنها هدفش فراهم ساختن موقعیتی طلایی برای مردم آمریکا بوده است، انسان به راحتی فریب می خورد.

بعدها فاش شد که وی مجرمی فراری از استرالیا بوده، که بخاطر راه اندازی سیستم مشابهی تحت پیگرد قرار داشته است! اما هرگز نخواهید توانست از بروشورهای تبلیغاتی شرکت چنین چیزی را بفهمید.

تعداد مدیران MLMی که به این شکل گاه و بیگاه در تبلیغات ظاهر می شوند کم نیست. سوء استفاده تجاری این سیستم بسیار پر سود، و مجازات ها غالبا خفیف است. خریداران "رویا"ی MLM باید بهوش باشند.

وظیفه خود می دانم بر این نکته تاکید زیادی داشته باشم -اگر چه ادعا نمی کنم همه رهبران MLM افرادی مجرم و تبهکار هستند و سابقه مجرمانه ای دارند-، اما مناسب است در این زمینه تحقیق کنید. آیا بت هایی که به پرستش دستاوردهایشان تشویق می شوید واقعا شایسته احترامند، یا تحقیر؟! آیا در گذشته به دلیل کلاهبرداری مورد پیگرد قرار گرفته اند؟ و احیانا به زندان افتاده اند؟

توقع نداشته باشید چنین حقایقی در کلیپ های تبلیغاتی MLM ها بازگو شود.

غرور و صندوق مخفی: روش توسعه MLM ها

به شما می گویند: "آقای آینده دار! لازم نیست بیش از سه دستگاه از محصول ما را خریداری کنید، اما اگر می خواهید موفق شوید، چرا بیشتر نخرید؟ تازه، تمام محصولات ما صددرصد ضمانت استرجاع مبلغ دارند".

و شما با خود می اندیشید: "درخواست استرجاع مبلغ، یعنی قبول شکست. بقیه ظاهرا در فروش محصول مشکلی ندارند. من بی عرضه نیستم. شاید بهتر باشد به چند سمینار تشویقی دیگر بروم، و دوست دیگری را به عضویت تشوبق کنم. مرا گول نزده اند! بی عرضه نیستم!"

در نتیجه، موجودی کالا و بسته های تبلیغاتی، که از ابتدا هم بی مصرف بودند، خاک می خورند. تبدیل به کومه ای به دردنخور در گوشه کمد یا زیر شیروانی می شوند، مانند جایزه ای برای غرورتان که باعث شد نتوانید اشتباه خود را بپذیرید.

مرور دوباره سیستم های هرمی: بازاریابی خلاقانه، یا کلاهبرداری سازمان یافته؟

در همه جوامع انسانی این مسئله به صورت کلی پذیرفته شده است که فریب دادن مردم برای به دست آوردن اموال آنان عملی نکوهیده و زشت است، آن را دزدی یا کلاهبرداری می نامند، و کسانی که چنین کاری می کنند مجازات می شوند. اما هیچ کس آنقدر ساده نیست که تصور کند از این طریق نمی توان کسب درآمد کرد. جرم و کلاهبرداری می تواند درآمد زا باشد، اگر چه موقتی.

سیستم های هرمی غیر قانونی هستند. آنها جرم به شمار می روند چون سوء استفاده آمیز و فریبکارانه هستند. این سیستم ها آسیب پذیرترین طیف مردم را هدف قرار می دهند: انسانهای مستاصل، بیکار و ناآگاه. کسانی که دست به چنین کاری می زنند باید مجازات شوند، و خوشبختانه روز به روز بیشتر تحت پیگرد قرار می گیرند.

اما کافی است محصولی را به عنوان پوشش برای سیستم هرمی انتخاب کنید، و نام آن را MLM بگذارید. مردم به سادگی حاضر به پذیرش آن هستند و تصور می کنند قانونی است. واقعا اینطور است؟ که می گوید؟!

ماموران بر ضد باندهای MLM: آن روی سکه

این یک واقعیت است که برخی از شرکت های بزرگ MLM توانسته اند در مقابل فشارهای شدید پلیس و قانون دوام بیاورند، و با صرف میلیونها دلار از بسته شدن شرکتهایشان و زندان و مجازات جلوگیری کرده اند. اما این مطلب در مورد هر جنایت سازمان یافته ای صدق می کند. وقتی سازمان های این چنین توسعه پیدا می کنند، متوقف کردن آنها بسیار دشوار خواهد شد.

و MLM ها بسیار قانونی و سالم به نظر می رسند! بسیاری از اعضای آنان افرادی مودب و باشخصیت هستند. طبعا نمی توانند مجرم باشند! حتی بسیاری از اعضای دون پایه MLM ها از سیستمی که در حال دوشیدن آنهاست دفاع می کنند، به امید روزی که بتوانند خود نیز درآمدی از این طریق به دست آورند.

اما به قول معروف، اگر چیزی شبیه اردک است، مثل اردک راه می رود، و مثل اردک "کواک کواک" می کند، پس قاعدتا باید اردک باشد! مگر اینکه یک سیستم MLM باشد، در این صورت حتما هرمی نیست!!

ماموران پلیس غالبا نگاه متفاوتی به این قضیه دارند. وقتی ML–چند لایگی- M

- بازاریابی- را تحت الشعاع قرار دهد، آنها مشکوک می شوند.

برخی از مردم ممکن است از طریق MLM ثروتمند شوند، این مسئله قابل انکار نیست. اما سوال اخلاقی این است: این ثروت از کجا می آید؟ از فروش کالای عرضه شده؟ اگر اینطور است چرا این کالا در بازارهای معمولی فروشی ندارد؟

اما همه می دانند که انگیزه اصلی برای رو آوردن به MLM سیستم هرمی آن است، و کالای عرضه شده تنها بهانه ای است برای قانونی نشان دادن کار به قانون، یا حداقل برای قانع کردن مردم ساده لوحی که به آن می پیوندند.

گانگسترها و MLM: شباهتی جالب؟

با یک گانگستر صحبت کنید، تا به شما بگوید که افکار مثبت و خیرخواهانه وی درست فهمیده نشده است!: "ما فقط داریم سعی می کنیم تجارتمان را بسازیم". "این همه تبلیغات بر علیه ما فقط یک توطئه است". "پلیس به دنبال ماست چون مسئولین به ما حسادت می کنند، یا از روش جدید و بدیع ما برای زندگی هراس دارند". "ببین چه کارهای خوبی انجام داده ایم"! "هر روز ما بیشتر قانونی و مجاز می شویم". "این هم اظهارات یک دادستان معروف که می گوید گانگسترها سازمان هایی خوب و درستکار هستند، و هر کس کار بدی انجام نداده اند"! "ما حتی اکنون حمایت یک وزیر را نیز با خود داریم"!

تبلیغات و گسترش MLM ها

بازاریابهای MLM در هزاره اخیر، شباهت بسیاری به گانگسترهای سالهای گذشته پیدا کرده اند. در عصری که علم مدیریت و اغلب قوانین در جهان آنان را محکوم می کنند، MLM ها کارشناسان خود را دارند، که با تخصص کافی، از آنها حقوق می گیرند. به خاطر داشته باشید: اعتماد به نفس نقش کلیدی دارد.

با صرف نظر از انکار و مقاومت سرسختانه ای که می بینیم، MLM ها همگی  -و هر کدام در حد معینی- هرمی هستند، و سیستم های هرمی غیر قانونی به شمار می روند. طبعا برخی از این شرکت ها از مجازات می گریزند، اما مافیا هم دهها سال از مجازات می گریخت. متوقف کردن سیستم قدرتمند و پرنفوذی که تلاش بسیار کرده است قانونی و درست به نظر بیاید، به شدت سازمان یافته است، و به منابع مالی گسترده ای که از قربانیانش به دست می آورد دسترسی دارد، و می تواند با تبلیغات و لابی و استخدام وکلای بلندپایه از خود دفاع کند، ساده نیست.

اگر سروکله آنها در محله شما پیدا شود، شما یا با آنها هستید، یا ضد آنها. جزو آنها یا دشمن آنها! راه سومی وجود ندارد. شک و تردید بر همه حکمفرما می شود، همه مقاصدی پنهان دارند، حرص و طمع جای بی گناهی و پاکی را می گیرد. محله تبدیل به بازاری بی رحم می شود، و ممکن است هرگز از چنین ضربه ای رهایی پیدا نکند.

سوال اخلاقی که باقی می ماند این است: آیا MLM ها روشی مقبول از نظر اخلافی برای کسب درآمد هستند؟ ِآیا آنها قانونی هستند، و قانونی خواهند ماند؟

گرویدن به MLM: بدتر از گدایی؟!

اگر واقعا اینگونه نیاز شدیدی به پول دارید، چرا به جای دریافت پول از آنان تحت پوشش MLM و دروغهای آن، از دوستان و اقوام درخواست کمک نکنید؟ با تحت پوشش گرفتن آنان در MLM، شما نه تنها آنان را فریب داده و به قیمت ضرر دادنشان سود برده اید، بلکه کاری کرده اید که احساس حماقت و عجز کنند، چرا که طبعا نخواهند توانست در این سیستم بی مصرف و شکست خورده درآمدی کسب کنند.

تنها انسانهای عاری از اخلاق، یا مجرم و کلاهبردار ممکن است چنین "تجارتی" را دنبال کنند.

شاید چنین انسانهایی مادر خود را نیز تحت پوشش سیستم قرار دهند!

فهرست مشکلات اخلاقی MLM

در بازبینی مطالبی که مطرح کردیم، می بینیم که هر عضو جدید سیستم MLM باید این سوالات اخلاقی را برای خود مطرح کند:

1. آیا مایلم مردم را تشویق کنم که بیشتر مادی گرا و دنیوی فکر کنند؟

2. آیا دوست دارم کالایی را به فروش برسانم که احتمالا هیچ راه دیگری برای فروشش وجود ندارد؟

3. آیا می خواهم عضو سیستمی باشم که به افترا زدن، دروغگویی و شایعه پراکنی شهرت دارد؟

4. آیا مایلم کارمند شرکتی باشم که ممکن است مجرمان و کلاهبردارانی را به عنوان کارشناس استخدام کند؟

5. آیا می خواهم با قانع کردن مردم به اینکه یک سیستم تجاری ناکارآمد، مناسب آنهاست پول در آورم؟

6. آیا دوست دارم بین رفقا و اقوام به عنوان کسی شناخته شوم که تلاش کرده است آنان را با یک روش تجاری هرمی فریب دهد؟!

اگر می توانید به تمام این سوالات پاسخ مثبت دهید، می توانید تمرینات عضویت در MLM را آغاز کنید. اما بخاطر داشته باشید: حتی اگر آنقدر موفق نباشید که توجه ماموران را جلب کنید، خدایی آن بالا هست.

 

4. مشکلات روابط دوستانه: یک دردسر تجربی

یادگرفتن از راه مشکل تر

MLM ها با سوء استفاده از دوستی های بین مردم رشد می کنند. اگر می خواهید عضو این سیستم باشید، باید این مسئله را پذیرفته و آن را بخشی از "ساختن سیستم تجاریتان" بدانید. کار شبکه ای اینگونه است. اما برای کسانی که در این سیستم حضور ندارند، به نظر می رسد دوستی تنها بهانه ای است برای فریب و کلاهبرداری. رفتار دوستانه به عضوگیری در MLM تعبیر می شود، و... . هیچ راه وسطی وجود ندارد، هر چقدر که می خواهید تلاش کنید.

اگر چه تبیین این نکته سخت ترین بخش بحث ماست، اما مهمترین آنها نیز هست. هر کسی که MLM را تجربه کرده باشد، احساسات شدیدی له یا علیه آن دارد، ومشکل دقیقا همینجاست. دوقطبی بودن در MLM مشکلی ریشه ای است.

فروش پر فشار - خاص سیستم های هرمی

وقتی بحث فروش کالا در میان باشد، بازاریابان MLM تفاوت چندانی از نظر برخورد تهاجمی و غیر عادی با فروشندگان دنیای واقعی ندارند. از آنجایی که بیشتر آنان فروشندگان حرفه ای نیستند -به صورت طبیعی سیستم های MLM فروشندگان حرفه ای زیادی را نمی توانند جذب کنند، و بیشتر توسعه آنها از طریق جلسات از پیش  برنامه ریزی شده و امثال آن است-، فشار برای خرید محصول با توجه به موقعیت ممکن است وجود داشته باشد.

باید توجه داشت که در بحث فروش کالا سیستم های MLM تفاوت بسیار ناچیزی با تجارت در دنیای واقعی دارند، و تنها ممکن است ادعاهای اغراق آمیز و بی اساس مطرح شود. به جز این مسئله، فروش کالا در سیستم های MLM تفاوت خاصی با دنیای واقعی ندارد.

اما وقتی بحث عضویت در سیستم به عنوان بازاریاب مطرح باشد، سماجت و فریبکاری بازاریاب های MLM تمام مرزهای روابط اجتماعی را در می نوردد!

فراموش نکنید، MLM با پاداش های خود به کسانی که اعضای بیشتری جذب کنند تعریف می شود.

"مادر، اجازه بده در مورد یک موقعیت تجاری فوق العاده برایت بگویم..."

حتی حسابدارهای سابق هم ممکن است حاضر باشند گستاخانه ترین تاکتیک های فشار بر مشتریان را به کار بگیرند، حداقل وقتی بحث استخدام مردم در کار باشد. هدف وسیله را توجیه می کند، خصوصا وقتی قرار باشد مردم را قانع کنیم در میتینگ ها حضور پیدا کنند، و در آنجا از طریق یک سخنران قهار یا کلیپ تاثیر گذار، مادی گرایی را در آنان تقویت کنیم. دلیل این اعتماد به نفس کاذبی که به اعضای جدید داده می شود تاکنون باید آشکار شده باشد، اما در اینجا بحث هزینه ای است که در روابط خویشاوندی و دوستی خود با دیگران برای موفقیت MLM پرداخت خواهیم کرد.

عنوان این بخش طبعا نامعقول و پوچ است، و هدف نیز همین بوده است. غالب مردم، هر چقدر که مستاصل باشند، چنین کلاهبرداری و فریبی را بر علیه مادرشان به کار نخواهند برد. حتی اگر بسیاری ندانند جزئیات دقیق مشکلات MLM چیست، ندای غریزه به آنان نهیب خواهد زد: "نه! آن رابطه را خراب نکن!" اولین اهداف برای عضوگیری دوستان ساده لوح و کم اهمیت هستند. اما کنار گذاشتن تدریجی اصول اخلاقی، استیصال و تجربه، ممکن است حتی این فریبکاری را به مادر پیر انسان نیز برساند!

هرگز نپذیرید که اشتباه کرده اید

بسیاری از مردم مشاغل پردرآمد خود را رها کرده اند در تا در MLM به دنبال رویاهایشان بگردند. وقتی اینگونه حیرت آور و دراماتیک فریب خورده باشید، پذیرش اشتباه آسان نیست. آسانتر به نظر می رسد که به رویای پوچ خود چنگ زده و با استیصال به دنبال راهی باشیم که بر خلاف همه توقعات موفق شویم. بازندگان رده های پایینی MLM غالبا در گروه های همدلی و پشتیبانی جمع می شوند، و گاه MLM جدیدی را ایجاد می کنند که در آن می توانند خودشان رئیس باشند.

وجود رفاقت نزدیک بین اعضای MLM غیر قابل انکار است، اما برای دیگران: "محله از دست رفته است"! تاسف آور است که مردم بر خلاف تمام غرایز و طبایع و عقل سلیم، فریب خورده و به دنبال رویایی طلایی بروند که وجود ندارد، اما چه می توان کرد؟

برآورد خسارت: اولین کلیسای MLM!

بسیاری از خوانندگان روزی خواهند دید که MLM ها چگونه خانواده ها، دوستان، کلیساها و گروههای اجتماعی دیگر را از یکدیگر جدا می کنند. دوستان دیرین اکنون استعدادهایی هستند قابل جذب. محله قدیمی اکنون تبدیل به یک بازار شده است. انگیزه ها تغییر کرده اند، بدگمانی ها بیشتر شده، دودستگی شکل می گیرد. سوال این است که آیا واقعا ارزشش را دارد؟

از همه بدتر وضعیت کلیساست. آیا کشیش هم به MLM ملحق خواهد شد؟ اگر نشود، دیدگاه منفی نسبت به سیستمی که مانند یک کلیسا مردم را جذب می کند پیدا خواهد کرد. کینه ها رشد کرده، گروه های مخالف شکل می گیرند. شما یا با MLM هستید، یا دشمن آن! اگر کشیش هم عضو شود، کسانی که عضو نیستند احساس بدی در این کلیسا خواهند داشت.

کلیسا یا هر گروه اجتماعی دیگری به سادگی ممکن است توسط MLM ها ویران شود.

اعتماد به غریزه؟

خوشبختانه برای بسیاری از مردم تجربه MLM به سرعت با شکست اقتصادی مواجه شده به فراموشی سپرده می شود. دو عکس العمل معمول عبارتند از: 1- احساس سرخوردگی و شرمندگی بخاطر عضویت. 2- لجبازی بیشتر پس از شکست MLM. در حالت دوم شخص بلافاصله به دنبال نقشه بعدی برای "یکشبه پولدار شدن" خواهد رفت، و نتایج مشابهی خواهد گرفت! "اگر توانسته بودیم فلانی و فلانی را هم تحت پوشش درآوریم، حتما موفق می شدیم".

به همین دلیل است که بسیاری از مردم نگاه بدی نسبت به MLM ها دارند. حتی بصورت غریزی و بدون توجه به تجربه و آگاهی، بسیاری از ما با تصور اینکه چه اتفاقی پس از عضویت در این سیستم ها خواهد افتاد به خود می لرزیم. روابطی که خراب می شود، دودستگی ها، فریبکاری، طمع، ضرر، کمدی پر از فیلمهای ویدئویی، بروشورها و وسایل به دردنخوری که "همه می خواهند بخرند"!

هشدار بیماری: مواظب نابینایی ناشی از MLM باشید!

ظاهرا اعضای متعصب MLM به سختی می توانند وضعیت خود را ببینند. آنان ممکن است با چشم خود از بین رفتن دوستی های دیرینه، مسموم شدن روابط کلیسا و گروه ها و اقوام، و دوری از دوستان و نزدیکان خود را تجربه کنند، و هیچگاه متوجه نشوند که علت آن MLM بوده است.

اگر تلاش کنید این نکته را برای آنان روشن سازید، چنین با شما رفتار می کنند که گویا انجیل را زیر سوال برده اید! شاید برای برخی از آنها MLM انجیل عصر حاضر است؟!

آنها ادعا خواهند کرد که دوستان جدیدی یافته اند، دوستانی که غالبا اعضای MLM هستند، و در واقع استعدادهای آینده به شمار می روند. سطحی بودن این دوستی های جدید، گفتگوهای مصنوعی دوستان قدیمی، شرمندگی و رسوایی که برای همه آشکار است، از نظر خود اعضای MLM به چشم نمی آید. قساوت در دلاین افراد جا باز می کند، و معیارهایشان پایین می آیند.

طبعا ممکن است ادعا شود که این اتفاق به هر حال می افتاد! شاید اعضای متعصب MLM در هر وضعیتی که بودند، و در هر سیستم تجارتی دوستی هایشان را از بین می بردند. آیا MLM بجای این که علت اصلی باشد، تنها یک ابزار نیست؟!

شکست تجارتی در هر حالت تاثیر مخربی برای روابط کسانی که در آن دخیل هستند خواهد داشت. اما در بیشتر تجارت های خرد، شانسی برای موفقیت وجود دارد، در حالی که در سیستم های MLM چنین نیست. مگر اینکه "موفقیت" را سود بردن از شکست و ضرردهی دیگران بدانیم!

در تجارت های دنیای واقعی، مانند نمایندگان بیمه یا صاحبان فروشگاه ها، وقتی محصولات یا خدماتی به دوستان و اقوام ارائه می شود، فروشندگان به نظر محتاط تر و با تدبیرتر می رسند، مگر در حالت های نادر. اما آنچه سیستم های MLM را متمایز می کند، پیشنهادهای ریاکارانه دوستی، خوش آمدگویی های مکارانه و غیر قابل تحمل، عضوگیری تمام وقت، فریبکاری های گستاخانه، و قساوت در روابط اجتماعی است.  هیچکدام از اینها تصادفی نبوده، بلکه ناشی از استیصال محض هستند. چرا باید چنین نباشد؟ اعضای فعال MLM در تله خرسی گرفتار شده اند، که یک تیغه آن غرور و اعتماد به نفس کاذب، و تیغه دیگر اشباع بازار است.

و به این ترتیب گاومیش MLM وحشیانه کمد شیشه ای روابط دوستانه ما را در هم می شکند، و تمام اشیای با ارزش و شکستنی را از بین می برد. بعضی افراد پس از این ضربه هرگز خود را باز نمی یابند، و تصور خواهند کرد سردی و سنگدلی که در روابط و دوستی هایشان احساس می کنند علت دیگری غیر از MLM دارد.

پس آمد

هر کسی آرزو خواهد کرد که کاش محله به حالت گذشته خود باز می گشت. اما طوفان MLM از محله عبور کرده، بسیاری از روابط را ویران کرده است. و باید آماده باشید، ممکن است طوفان دیگری در راه باشد. شاید آن شخص متبسمی که به سمتتان می آید، یا آن نامه ای که با عنوان "دوست من" برایتان ارسال شده است، طوفان MLM بعدی باشند.

چیزی که از دید اعضای MLM پنهان می ماند، این است که وقتی محله به بازار تبدیل می شود، چیز با ارزشی از دست می رود، که بازیابیش آسان نخواهد بود.

این جنبه از تجربه MLM نباید دست کم گرفته شود، و خواننده این مطلب باید قبل از ملحق شدن به یک MLM با دقت به ارزش دوستی ها، روابط فامیلی و اجتماعی و مذهبیش بیندیشد.

 

خلاصه ای از مشکلات ریشه ای سیستم های MLM

1. MLM ها به دلیل طراحیشان محکوم به شکست هستند، چرا که با استخدام بازاریاب های بیش از حد، بازار را اشباع می کنند.

2. برای بسیاری افراد، جاذبه حقیقی این سیستم ها ساختار هرمی آن است که با وجود یک کالا یا سرویس به عنوان پوشش قانونی، به ظاهر تجارتی سالم جلوه می کند.

3. هزینه های اخلاقی که باید برای موفقیت در یک سیستم MLM پرداخت شود، بسیار سنگین و تاریک است، و برای غالب مردم انجام چنین رفتارهای غیر اخلاقی ممکن نیست.

4. دوستان و اقوام باید به عنوان دوستان و اقوام دیده شوند، نه اهدافی برای سوء استفاده در MLM!

 

امید است با توضیح تفصیلی عیبهای سیستم MLM در این مطلب، افرادی که برای عضویت در این سیستم ها وسوسه شده اند از چنین اقدامی خودداری کنند، و در عین حال، امید است افرادی که باز هم اصرار بر انجام آن دارند، حداقل با دانستن این جنبه های خطرناک MLM، تلاش کنند در حد امکان از بروز چنین مشکلاتی جلوگیری نمایند.      

       

 دن و لورا وندروف 

  

      

 

 

 

 

 

صفحات جوملا

درباره هیأت فتوا

بزودی

راه های تماس با هیأت فتوا

برای تماس با هیأت فتوا می توانید از طریق این سایت اقدام نمایید. و یا با شماره تلفن000000 تماس حاصل فرمایید.

ایمیل: i این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید